همانطور که میدانید، بعد از مردن محمد پیامبر مسلمانان حکومت عربهای حجاز بدست عمر افتاد تا با سیاست و کیاست خود به اسلامی که تا آن زمان با حمله به قبایل عرب و یهودی و .... پول و مهمات جنگی و سربازان مجرب و آدم کش و وحشی در اختیار خود قرار داده بود، به کشورگشایی بپردازد و یک جهان واحد اسلامی بوجود بیارد.
حال در رابطه با اینکه عربهای متحجر و مسلمان 1400 سال پیش با اندیشهء محمدیسم به ایران حمله کردند یا نه؛ یک نکته اینجا وجود دارد که اگر این را به جنگهای صدر اسلام تعمیم بدهیم به یک مطلب میرسیم و آن اندیشه متحد و واحد همه عربهای صدر اسلام بود که در راس آن محمد قرار داشت. حالا به اینجا دقت کنید:
1-،محمد از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد، ابوبکر گفت تو مثل برادر من هستی( ببین چقدر خودش رو نزدیک میدونست به محمد) و محمد گفت: تو هم برادر من هستی اما حساب عایشه فرق میکند( محمد هم ابوبکر را برادر خود میدانست). پس ابوبکر عقد عایشه را که با کس دیگری بسته شده بود بهم زد و به عقد محمد در آورد.
2- حفصه یکی از زنان محمد دختر عمر بود، اگر عمر آدم جنایتکاری بود چطور محمد با دختر عمر ازدواج کرد؟!
3- اُم حبیبه، دختر ابو سفیان، خواهر معاویه همینطور یکی از زنان محمد بود. این وصلت معاویه را برادر زن محمد میکرد
4- علی دختر خود، اُم کلثوم را به زنی عمر داد
5- رقیه دختر محمد زن عثمان بود، پس از مرگ رقیه ، که گفته میشود بر اثر کتکهای عثمان مرد، محمد دختر دیگر خود را ( اُمکلثوم) به عقد عثمان در آورد. حالا از شما برادران و دوستان مسلمان ایرانی ام سوالی دارم:
با این وصلتهای تو در تو و پیچ در پیچ فکر میکنید که افکار محمد و ابوبکر و عمر و باقی این جلادان با هم متفاوت بود؟
من هزاران هزار دلیل دیگر برایتان می آورم که اندیشه حمله به ایران و دیگر ممالک از محمد نشأت گرفته بود و عربهای آن زمان به وصیت محمد گوش کردند و به ایران حمله کردند.
کافرها و مسلمانهای آن زمان هیچ فرقی باهم نمی کردند و یکی بودند . آنها دنبال پول و طلا و فرشهای گرانبهای ایران و ..... بودند.
بی صبرانه منتظر نظر شما در رابطه با این مطلب هستم. بزرگترین آرزوی من در حال حاضر این است که یک مسلمان با سواد من را متقاعد کند که :
1-محمد پیامبر اسلام، پایه گذار حمله به ایران نبوده است.
2- کسانی که به ایران در 1400 سال پیش حمله کردند مسلمان بوده اند یا کافر.
3-آیا کارشان درست بوده یا غلط؟ ( اگر کارشان اشتباه بود، ما الان دین خود را داشتیم؛ و اگر کارشان درست بوده، شما از یک نسل کُشی و هلوکاست در 1400 سال پیش تا کنون و در ابعادی بسیار وسیع حمایت میکنید.)
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
منابع:
1-،محمد از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد، ابوبکر گفت تو مثل برادر من هستی( ببین چقدر خودش رو نزدیک میدونست به محمد) و محمد گفت: تو هم برادر من هستی اما حساب عایشه فرق میکند( محمد هم ابوبکر را برادر خود میدانست). پس ابوبکر عقد عایشه را که با کس دیگری بسته شده بود بهم زد و به عقد محمد در آورد.(تاریخ طبری جلد چهارم صفحهء 1290 و 1291 و 1292 |
|
2- حفصه یکی از زنان محمد دختر عمر بود، اگر عمر آدم جنایتکاری بود چطور محمد با دختر عمر ازدواج کرد؟!
{{حفصه دختر عمر بن الخطاب، (متولد سال پنجم پیش از بعثت - ۱۸ قبل از هجرت) یکی از زنان محمد بود.
نام کامل وی: حفصه بنت عمر ابن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزی بن ریاح بن عبدالله بن قُرط بت رزاح بن عدی بن کعب بن لؤی. مادرش: زینب بنت مظعون بن حبیب بن وهب بن حذاقه بن جمح، خواهر عثمان بن مظعون. او هنگام بازسازی خانه خدا در مکه متولد شد.
حفصه ابتدا به عقد خنیس پسر حذافه درآمد و با او به مدینه هجرت کرد. خنیس در جنگ بدر کشته شد. عمر او را به عثمان و سپس ابوبکر پیشنهاد کرد، ولی آنها از ازدواج با وی سر باز زدند. عمر شکایت آنها را نزد پیامبر اسلام برد و محمد قبول کرد که با وی ازدواج کند.(عسکری، نقش عایشه در تاریخ اسلام: ج ۱-۳ صص ۵۵ و ۵۶)}}
3- اُم حبیبه، دختر ابو سفیان، خواهر معاویه همینطور یکی از زنان محمد بود. این وصلت معاویه را برادر زن محمد میکرد
======================
اُمّ حَبیبه دختر ابوسفیان بن الحرب، یکی از همسران محمد پسر عبدالله بود.
نام کامل وی: رمله بنت ابی سفیان بن حرب بن امیه بن عبد شمس. مادرش: صفیه بنت ابی العاص بن امیه بن عبد شمس، عمهٔ عثمان بن عفان.
ام حبیبه دختر ابوسفیان رئیس قبیله قریش، قدرتمندترین مرد مکه و بزرگترین مخالف پیامبر اسلام بود که همراه با شوهرش عبیدالله ابن جحش از اولین کسانی بودند، که مسلمان شده بودند و به حبشه رفته بودند تا از آزار و اذیت مشرکان مکه در امان باشند.
همسر عبیدالله پسر جحش که در مکه به اسلام پیوستند و به حبشه رفتند در آنجا عبیدالله به مسیحت پیوست و از همسرش خواست تا او نیز به این آیین بپیوندد اما وی نپذیرفت و بر اسلام پایداری نمود. پس از مرگ عبیدالله در حبشه پیامبر اسلام کس فرستاد تا از وی برای خودش (محمد) خواستگاری کرده و او را به مدینه بازگرداند.
* صحیح مسلم جلد .۲:۱۵۸۱ برگ ۳۵۲ جلد .۲:۳۵۳۹ برگ ۷۷۶
* ابن ماجه جلد .۵:۳۹۷۴ برگ ۳۰۲
* صحیح مسلم جلد .۲:۳۴۱۳ برگ ۷۳۹ جلد .۲:۲۹۶۳ برگ ۶۵۲
* عسکری، سیدمرتضی، نقش عایشه در تاریخ اسلام، ج1 - 3، مترجمین: عطامحمد سردارنیا، محمدصادق نجمی، هاشم هریسی و محمدعلی جاودان، تهران: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ نهم:1377
* زوجات النبى صلى الله عليه وآله وسلم نوشته: امير مهنا الخيامى.
* هذا الحبيب يا محب نوشته: ابوبكر جابر الجزايرى.
* السيرة النبويه نوشته: ابوالحسن على الحسينى الندوى.
* تاریخ طبری جلد چهارم
4- علی دختر خود، اُم کلثوم را به زنی عمر داد =========================== {{اُم کلثوم دختر علی ابن ابی طالب را که مادرش فاطمه دختر پیامبر خدا بود به زنی گرفت و چنانکه گفته اند چهل هزار مهر او کرد و زید و رقیه را از او آورد.}} (صفحهء 2034 جلد چهارم کتاب تاریخ طبری) |
البداية والنهاية ج 5 ص 330 ……… عمر در زمان خلافت خود با ام کلثوم دختر على بن ابي طالب و دختر فاطمه ( عليهم السلام ) ازدواج کرده و بسيار او را احترام مى نمود . مهريه او را چهل هزار درهم قرار داد . بخاطر قرابتى که با رسول الله صلى الله عليه ( وآله ) وسلم داشت . ================== سنن بيهقى ج 7 ص 70 و 71 و اما ام کلثوم با عمر بن خطاب ازدواج کرد و زيد بن عمر را بدنيا آورد . ===================== سنن بيهقى ج 7 ص 436 ( ابن مهدى) از سفيان از فراس از شعبى روايت مىکند : على ( عليه السلام ) دخترش ام کلثوم را هفت شب بعد از قتل عمر ( از منزل عمر يا دار الامارة) به خانه خود برگرداند . ====================== سنن بيهقى ج 7 ص 63 ابو عبدالله حافظ ……از ابو جعفر ( امام باقر عليه السلام ) از پدرش علي بن الحسين ( عليه السلام ) روايت مى کند : هنگامى که عمر با ام کلثوم دختر على (عليه السلام ) ازدواج نمود به مسجد النبي ( صلى الله عليه و آله ) رفته و در مجلس مهاجرين که بين قبر پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) و منبر آن حضرت تشکيل مىشد و هيچکس غير از مهاجرين حق نشستن در آنجا را نداشت شرکت کرد . مهاجرين براى او ( عمر ) دعا کردند . عمر گفت : بخدا قسم هيچ چيز باعث اين ازدواج نشد جز آنکه از پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم شنيدم که فرمود :هر سبب و نسبى در روز قيامت پاره و منقطع خواهد بود جز سبب و نسب من ======================== الدر المنثور ج 3 ص 33 عبد الرزاق و عبد بن حميد از عکرمة روايت مىکنند : هنگامى که عمر با ام کلثوم دختر علي ( عليه السلام ) ازدواج نمود ، اصحاب او نزدش جمع شده و به او تبريک گفتند و دعا کردند . عمر گفت : من هيچ احتياجى به ازدواج نداشتم . اما اينکه با او ازدواج کردم دليلش اين بود که شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم که فرمود : هر سبب و نسبى در روز قيامت منقطع است جز سبب و نسب من و من دوست داشتم نسبتى با رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم داشته باشم • و تاريخ يعقوبى ج 2 ص 143 و مجمع الزوائد ج 4 ص 271 و 272 والمجموع ج 16 ص 327 و صحيح بخارى ج 5 ص 36 و کنز العمال ج 13 ص 624 تا 626 ح 37586 و37587 و
|
5- رقیه دختر محمد زن عثمان بود، پس از مرگ رقیه ، که گفته میشود بر اثر کتکهای عثمان مرد، محمد دختر دیگر خود را ( اُمکلثوم) به عقد عثمان در آورد
رقیه دختر محمد و خدیجه دختر خویلد بود. او نخست به عقد عتبه پسر ابولهب درآمد. پس از آن که محمّد دعوی پیامبری کرد، عتبه او را طلاق داد. محمّد، دخترش رقیه را به عثمان پسر عفان تزویج کرد. رقیه برای عثمان پسری به نام عبدالله پسر عثمان زایید. رقیه در سال دوم هجرت، در مدینه درگذشت. رقیه هنگام مرگ بیست و دو سال داشت. رقیه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد و محمد بر پیکر او نماز گزارد.
ام کلثوم دختر محمد پیامبر اسلام از خدیجه دختر خویلد بود. امّ کلثوم نخست با عتیبه پسر ابولهب ازدواج کرد. وقتی محمّد ادعای پیامبری کرد، ابولهب پسرش عتیبه را واداشت که ام کلثوم را طلاق دهد. ام کلثوم در سال سوم هجرت، به عقد عثمان پسر عفان درآمد. ام کلثوم در سال نهم پس از هجرت در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون گشت.
منبع:
ج 6 از کتاب بحارالانوار علّامه مجلسی