من با افتخار یک محارب ، مرتد، برانداز رژیم، مبلغ علیه نظام جمهوری اسلامی هستم!

 پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ مستند اسلام. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب تاریخ مستند اسلام. نمایش همه پست‌ها

۲۰ آبان ۱۳۸۸

استفتاء از آیت الله صانعی

بدون شرح!

روی تصویر اگر کلیک کنی، تصویر بزرگتر میشه


۵ آبان ۱۳۸۸

کتابخانهء آنتی اسلام

بر آن شدم تا به درخواست بعضی از دوستان کتابهای مرجع و معتبر تاریخی را در وبلاگ قرار دهم؛ که همهء دوستان با هر اعتقادی بتوانند در راستای آزادی و دموکراسی ( مردم سالاری) در میهن عزیزمان گان بردارند. از این پس هر هفته شاهد اضافه شدن کتابهای تاریخی جدید به این صفحه خواهید بود. پاینده باد ایران و ایرانی.
تاریخ هفده ( 17)جلدی طبری
( تاریخ الرّسل والملُک)
نویسنده: محمد جریر طبری
مترجم: ابوالقاسم پاینده
تهران- ناتشارات اساطیر- تاریخ چاپ 1375

جلد اول:
جلد دوم:
http://www.4shared.com/file/144038773/e2881d7d/Tabari_Volume_02.html
جلد سوم:
http://www.4shared.com/file/144044710/d52d88e9/Tabari_Volume_03.html
جلد چهارم:
http://www.4shared.com/file/144051401/b3c9eee5/Tabari_Volume_04.html
جلد پنجم:

http://www.4shared.com/file/144059896/30c11184/Tabari_Volume_05.html

جلد ششم:
http://www.4shared.com/file/144069612/b24b084f/Tabari_Volume_06.html
جلد هفتم:
http://www.4shared.com/file/144082201/5d61f908/Tabari_Volume_07.html
جلد هشتم:
http://www.4shared.com/file/144093482/8de010dd/Tabari_Volume_08.html
جلد نهم:
http://www.4shared.com/file/144099707/58a83067/Tabari_Volume_09.html
جلد دهم:
http://www.4shared.com/file/144120035/5940b933/Tabari_Volume_10.html

جلد یازدهم:
http://www.4shared.com/file/144126907/b6d9ef8f/Tabari_Volume_11.html
جلد دوازدهم:
http://www.4shared.com/file/144138408/f3013fce/Tabari_Volume_12.html
جلد سیزدهم (1):
http://www.4shared.com/file/144159362/773df516/Tabari_Volume_13.html
جلد سیزدهم (2):
http://www.4shared.com/file/144151705/7dbe4700/Tabari_Volume_13__2_.html

جلد پانزدهم:
http://www.4shared.com/file/144166583/85f7fe3a/Tabari_Volume_15.html
جلد شانزدهم:
http://www.4shared.com/file/144173538/fb6f27fb/Tabari_Volume_16.html

===============================
تاریخ ابن خلدون:
جلد یکم:
http://www.4shared.com/file/144177492/6ff5db0f/___1.html

جلد دوم:


===============================
تاریخ تمدن:

===============================
تاریخ مشروطه:
جلد اول:
http://www.4shared.com/file/144185962/c8ec0bc9/tarikhe_mashrooteh.html

جلد دوم قسمت 1:
http://www.4shared.com/file/144190429/39345d94/tarikh_mashroteh-iran-j2-b1_2_.html


جلد دوم قسمت 2:

جلد دوم قسمت 3:

==============================
و انسان خدا را آفرید
نویسنده:
دکتر شجاع الدین شفا
http://www.4shared.com/file/144188899/2b0e7c64/va_ensan_khoda_ra_afarid.html

==============================
یکرنگی
نویسنده:
دکتر شاهپور بختیار
http://www.4shared.com/file/144191586/ea1aa5dd/yekrangi-bakhtiar.html



ادامه دارد.................

۲۵ مرداد ۱۳۸۸

داستان شروع دشمنی اسلام با یهود.

جنگ با قوم بنی قریظه و کلاً جنگهای خونین با یهودیان و نسل کشی آنها توسط محمد سر درازی دارد اما بصورت خیلی خلاصه جنگ محمد با اقوام یهود از اینجا شروع شد. (اولین جنگ محمد با یهودیان شوال سال دوم هجرت) .محمدبن اسحاق گوید: قصهء بنی قینقاع چنان بود که پیمبر آنها را در بازارشان فراهم آورد و گفت:(( ای گروه یهود از خدا بترسید که شما را نیز بلیه ای چون قریشیان دهد، بیایید و مسلمان شوید که من پیمبر مرسلم و این را در کتاب خویش و پیمان خدا میبینید.)) یهودیان بنی قینقاع گفتند:(( ای محمد پنداری که نیز قوم تو هستیم، مغرور مشو که با کسانی روبرو شدی که جنگ نمی دانستند و فرصتی به دست آوردی، به خدا اگر با ما جنگ کنی خواهی دید که چگونه کسانیم)) بعد از این محمد به روستای آنها حمله کرد و 25 روز آنها را محاصره کردو آنها تسلیم شدند و محمد بعد از کلی کش و قوس که خواست همه شون رو بکشه اما عبدالله کلی التماس و پادر میانی کرد، سرانجام محمد راضی شد که آنها کلاً از اون منطقه کوچ کنند و همهء اموالشان به مسلمانان برسد!!. (تاریخ طبری جنگ بنی قینقاع صفحهء 997 ). در سال چهارم هجری جنگ بنی نضیر بین محمد و یهودیان این طایفه در گرفت و علت این بود که باز دوباره محمد دو نفر رو فرستاده بود تا یهودیان را مسلمان کند اما آنها زیر بار نرفتند و گفتند این یک توهین است و آن دو نفر را کشتند. محمد هم برای دیه رفت که پول آن دونفر را بگیرد آنها هم ندادند و محمد به روستای آنها حمله کرد و همه جا را نابود کرد. ( تاریخ طبری جلد سوم صفحهء 1054). بعد از او غزهء سویق بود بعد از اون جنگ خندق بود علتش هم این بود که چندتا از یهودی های همون "طایفهء بنی نضیر" ( دقت بفرمایید، بنی قریظه نه، بنی نضیر)که آواره شده بودند رفتند با طایفهء قریش صحبت کردند که : ما احساس امنیت نمی کنیم. محمد دست از سر یهودیان بر نمی دارد و اگر قدرت بگیرد همهء ما را میکشد ( که همینجور هم بود وشد) و چیز جالبی که وجود دارد این است که مسلمانان برای توجیه قتل و عام 800 نفرهء قوم بنی قریظه در یک روز؛ میگویند که آنها با طایفهء قریش دست به یکی کردند! در صورتی که این یک دروغ بزرگ تاریخی است. قوم بنی قریظه روحشان از این قضیه خبر نداشت. و خلاصه جنگ بنی قریظه در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد که علی در این جنگ گردن 800 نفر از یهودیان را در یک روز قطع کرد. محمد به مسلمانها گفت: امروز نماز عصر را میریم وسط دهات ( روستای) یهودیان بنی قریظه میخونیم!! علی به سمت روستای اونها حرکت کرد. قوم بنی قریظه علی را راه ندادند و به او فحش دادند. علی برگشت پیش محمد و جریان رو تعریف کرد و محمد هم به قوم بنی قریظه حمله کرد. ( کتاب تاریخ طبری صفحهء 1082 و 1083 جلد سوم)

در زمان صدر اسلام اعتراف گیری و تفتیش عقاید حرف اول را میزد!

محمد بن اسحاق بن یسار (یا بصورت خلاصه تر ابن اسحاق) یکی از معروف ترین مورخین عرب مسلمان بود. او از معتبرترین نویسندگان سیره محمد پیامبر اسلام می‌باشد. ابن اسحاق زندگی نامه‌ای از محمد به نام سیرهء رسول الله مکتوب نمود. بر اساس اکثر منابع، او درمدینه و در سال ۸۵ هجری قمری متولد شد. بگفته یاقوت و بغدادی پدر بزرگ ابن اسحاق، یاسر، در زمان خلافت ابوبکر در عین التمر در سال ۱۲ هجری به اسارت گرفته شد و به مدینه فرستاده شد. نهایتاً او به بردگی درآمد ولی با پذیرش اسلام او را آزاد کردند.
منبع:دائره المعارف بزرگ اسلامی ابن اسحاق، سید علی آل داود

۲۴ مرداد ۱۳۸۸

دومین قسمت از .......... ( جالبه حتماً ببینید!)

فیلمهای زیر را یه نگاهی بندازید تا به دروغگویی شیعیان (ایران) بیشتر پی ببرید. در دوبلهء فارسی زن ابولهب میگوید: کار حمزه با اون گردن کلفتی و شکار شیر رفتنش ... . اما در فیلم اُرجینال و با زبان انگلیسی میگوید: کار حمزه با اون گردن کلفتی و شراب خوردن و شکار شیر رفتن.... که "شراب خوردن" در ورژن فارسی اش به دستور علمای قُم حذف و سانسور شده است!
حمزه یک گردن کلفت نامرد و قمه کش بود. که محمد پیامبر اسلام از از اون به عنوان نیروی سرکوبگر استفاده میکرد. دقیقاً مثل "طائب" و قاضی مرتضوی و شریعتمداری روزنامهء کیهان ( بازجو) برای خامنه ای!



۲۲ مرداد ۱۳۸۸

نظر شخصی من در رابطه با ريچارد داوكينز آته ئيست ( بيخدا) معروف بريتانيايي

نظریات آقای ريچارد داوكينز بسیار متین و منطقی است، اما من با احترام بسیار زیادی که برای این دانشمند بزرگ قائل هستم، با مطرح کردن کلیات نظرات ایشان در کشور عزیزم ایران زیاد موافق نیستم. هنوز بستر مناسبی برای درک اینگونه مطالب در ایران فراهم نشده! بنظر من در شرایط حاضر مشکلات ملت ایران با بی خدایی حل نمی شود. زیرا عوام با شنیدن منطق این جور بحثها فکر میکنند که شما سخنگوی کمونیستها و یا روسها و یا ..... هستید و در نهایت دَم گرم شما بر آهن سرد خداباوران و دین باوران هیچ گونه اثری نخواهد داشت. توجه داشته باشید که مخاطب شما در ایران گونهء بسیار بخصوصی از "خدا باور و دین باور" است. شما در نظر داشته باشید که در مملکتی زندگی میکنید که "یک آخوند" جزو مقدسات است! بی خدایی حالتی بسیار کلی است. با بی خدایی به جنگ جهل در تمام دنیا و همهء ادیان میروی و بنظر من این یک مبارزهء متمرکز نیست و هیچگونه برد و پیروزی در ایران ندارد.
من فکر میکنم برای روشنگری در ایران عزیز باید روی افکار پوسیدهء 1400 سال پیش که هنوز متداول هستند؛ بخصوص "شیعه گری" که مشکل فعلی ملت ایران است، تمرکز کرد. فراموش نکنید که اگر روشنفکران اروپا کسانی مثل آقای ريچارد داوكينز- ریچارد فاینمن- کارل مارکس- آلبر کامو- زیگموند فروید- برتراند راسل- ژان پل سارتر- سیمون دوبوار و ...... هستند و این قشر برای دنیا تولید اندیشه و خِرد میکنند؛ در عوض روشنفکران ما شیعیان متعصب نظیر: شریعتی ها -دکتر سازگارا - اکبر گنجی- خاتمی- علی رضا نوریزاده- مسعود بهنود - صادق زیبا کلام - آیت الله کدیور - آیت الله منتظری و..... هستند! فراموش نکنید که اروپا دوران سیاه قرون وسطی را پشت سر گذاشت و از رنسانس گذر کرد. در حال حاضر مشکل ملت ما انتظار برای ظهور مهدی و شعبانیه و فاطمیه و حسینیه و زنجیز زنی و قمه زنی و ماه محرم ( همراه با همهء اعتقادات و ..).... این اراجیف است نه رد کردن خدا! بنظر من پله پله باید جلو رفت. ذهن پوسیدهء شیعیان هنوز ظرفیت درک کردن تناقضات و دروغهای قرآن و محمد و ... ندارد چه رسد به رد کردن خدا. شیعیان بیشتر مهدی - علی - حسین - رضا - زینب - فاطمه و دیگر مرده های تاریخ اسلام را قبول دارند و میپرستند تا " وجود خدا را"! جنس مذهب شیعیان با دیگر ادیان و مذاهب فرق دارد. در یک مبارزه اگر از حریف شناخت نداشته باشید احتمال شکست بسیار بالا میرود و در نهایت در این مبارزه حتی امکان دارد جواب معکوس بگیرید!

۶ مرداد ۱۳۸۸

آیا حمله عربها به ایران در 1400 سال پیش کار درستی بود یا خیر؟


همانطور که میدانید، بعد از مردن محمد پیامبر مسلمانان حکومت عربهای حجاز بدست عمر افتاد تا با سیاست و کیاست خود به اسلامی که تا آن زمان با حمله به قبایل عرب و یهودی و .... پول و مهمات جنگی و سربازان مجرب و آدم کش و وحشی در اختیار خود قرار داده بود، به کشورگشایی بپردازد و یک جهان واحد اسلامی بوجود بیارد.
حال در رابطه با اینکه عربهای متحجر و مسلمان 1400 سال پیش با اندیشهء محمدیسم به ایران حمله کردند یا نه؛ یک نکته اینجا وجود دارد که اگر این را به جنگهای صدر اسلام تعمیم بدهیم به یک مطلب میرسیم و آن اندیشه متحد و واحد همه عربهای صدر اسلام بود که در راس آن محمد قرار داشت. حالا به اینجا دقت کنید:
1-،محمد از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد، ابوبکر گفت تو مثل برادر من هستی( ببین چقدر خودش رو نزدیک میدونست به محمد) و محمد گفت: تو هم برادر من هستی اما حساب عایشه فرق میکند( محمد هم ابوبکر را برادر خود میدانست). پس ابوبکر عقد عایشه را که با کس دیگری بسته شده بود بهم زد و به عقد محمد در آورد.
2- حفصه یکی از زنان محمد دختر عمر بود، اگر عمر آدم جنایتکاری بود چطور محمد با دختر عمر ازدواج کرد؟!
3- اُم حبیبه، دختر ابو سفیان، خواهر معاویه همینطور یکی از زنان محمد بود. این وصلت معاویه را برادر زن محمد میکرد
4- علی دختر خود، اُم کلثوم را به زنی عمر داد
5- رقیه دختر محمد زن عثمان بود، پس از مرگ رقیه ، که گفته میشود بر اثر کتکهای عثمان مرد، محمد دختر دیگر خود را ( اُمکلثوم) به عقد عثمان در آورد. حالا از شما برادران و دوستان مسلمان ایرانی ام سوالی دارم:
با این وصلتهای تو در تو و پیچ در پیچ فکر میکنید که افکار محمد و ابوبکر و عمر و باقی این جلادان با هم متفاوت بود؟
من هزاران هزار دلیل دیگر برایتان می آورم که اندیشه حمله به ایران و دیگر ممالک از محمد نشأت گرفته بود و عربهای آن زمان به وصیت محمد گوش کردند و به ایران حمله کردند.
کافرها و مسلمانهای آن زمان هیچ فرقی باهم نمی کردند و یکی بودند . آنها دنبال پول و طلا و فرشهای گرانبهای ایران و ..... بودند.
بی صبرانه منتظر نظر شما در رابطه با این مطلب هستم. بزرگترین آرزوی من در حال حاضر این است که یک مسلمان با سواد من را متقاعد کند که :
1-محمد پیامبر اسلام، پایه گذار حمله به ایران نبوده است.
2- کسانی که به ایران در 1400 سال پیش حمله کردند مسلمان بوده اند یا کافر.
3-آیا کارشان درست بوده یا غلط؟ ( اگر کارشان اشتباه بود، ما الان دین خود را داشتیم؛ و اگر کارشان درست بوده، شما از یک نسل کُشی و هلوکاست در 1400 سال پیش تا کنون و در ابعادی بسیار وسیع حمایت میکنید.)

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
منابع:
1-،محمد از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد، ابوبکر گفت تو مثل برادر من هستی( ببین چقدر خودش رو نزدیک میدونست به محمد) و محمد گفت: تو هم برادر من هستی اما حساب عایشه فرق میکند( محمد هم ابوبکر را برادر خود میدانست). پس ابوبکر عقد عایشه را که با کس دیگری بسته شده بود بهم زد و به عقد محمد در آورد.(تاریخ طبری جلد چهارم صفحهء 1290 و 1291 و 1292

2- حفصه یکی از زنان محمد دختر عمر بود، اگر عمر آدم جنایتکاری بود چطور محمد با دختر عمر ازدواج کرد؟!
{{حفصه دختر عمر بن الخطاب، (متولد سال پنجم پیش از بعثت - ۱۸ قبل از هجرت) یکی از زنان محمد بود.
نام کامل وی: حفصه بنت عمر ابن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزی بن ریاح بن عبدالله بن قُرط بت رزاح بن عدی بن کعب بن لؤی. مادرش: زینب بنت مظعون بن حبیب بن وهب بن حذاقه بن جمح، خواهر عثمان بن مظعون. او هنگام بازسازی خانه خدا در مکه متولد شد.
حفصه‌ ابتدا به عقد خنیس پسر حذافه درآمد و با او به مدینه هجرت کرد. خنیس در جنگ بدر کشته شد. عمر او را به عثمان و سپس ابوبکر پیشنهاد کرد، ولی آنها از ازدواج با وی سر باز زدند. عمر شکایت آنها را نزد پیامبر اسلام برد و محمد قبول کرد که با وی ازدواج کند.(عسکری، نقش عایشه در تاریخ اسلام: ج ۱-۳ صص ۵۵ و ۵۶)}}

3- اُم حبیبه، دختر ابو سفیان، خواهر معاویه همینطور یکی از زنان محمد بود. این وصلت معاویه را برادر زن محمد میکرد

======================
اُمّ حَبیبه دختر ابوسفیان بن الحرب، یکی از همسران محمد پسر عبدالله بود.

نام کامل وی: رمله بنت ابی سفیان بن حرب بن امیه بن عبد شمس. مادرش: صفیه بنت ابی العاص بن امیه بن عبد شمس، عمهٔ عثمان بن عفان.

ام حبیبه دختر ابوسفیان رئیس قبیله قریش، قدرتمندترین مرد مکه و بزرگ‌ترین مخالف پیامبر اسلام بود که همراه با شوهرش عبیدالله ابن جحش از اولین کسانی بودند، که مسلمان شده بودند و به حبشه رفته بودند تا از آزار و اذیت مشرکان مکه در امان باشند.

همسر عبیدالله پسر جحش که در مکه به اسلام پیوستند و به حبشه رفتند در آنجا عبیدالله به مسیحت پیوست و از همسرش خواست تا او نیز به این آیین بپیوندد اما وی نپذیرفت و بر اسلام پایداری نمود. پس از مرگ عبیدالله در حبشه پیامبر اسلام کس فرستاد تا از وی برای خودش (محمد) خواستگاری کرده و او را به مدینه بازگرداند.
* صحیح مسلم جلد .۲:۱۵۸۱ برگ ۳۵۲ جلد .۲:۳۵۳۹ برگ ۷۷۶
* ابن ماجه جلد .۵:۳۹۷۴ برگ ۳۰۲
* صحیح مسلم جلد .۲:۳۴۱۳ برگ ۷۳۹ جلد .۲:۲۹۶۳ برگ ۶۵۲
* عسکری، سیدمرتضی، نقش عایشه در تاریخ اسلام، ج1 - 3، مترجمین: عطامحمد سردارنیا، محمدصادق نجمی، هاشم هریسی و محمدعلی جاودان، تهران: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ نهم:1377
* زوجات النبى صلى الله عليه وآله وسلم نوشته: امير مهنا الخيامى.
* هذا الحبيب يا محب نوشته: ابوبكر جابر الجزايرى.
* السيرة النبويه نوشته: ابوالحسن على الحسينى الندوى.
* تاریخ طبری جلد چهارم

4- علی دختر خود، اُم کلثوم را به زنی عمر داد
===========================
{{اُم کلثوم دختر علی ابن ابی طالب را که مادرش فاطمه دختر پیامبر خدا بود به زنی گرفت و چنانکه گفته اند چهل هزار مهر او کرد و زید و رقیه را از او آورد.}}
(صفحهء 2034 جلد چهارم کتاب تاریخ طبری)

البداية والنهاية ج 5 ص 330
……… عمر در زمان خلافت خود با ام کلثوم دختر على بن ابي طالب و دختر فاطمه ( عليهم السلام ) ازدواج کرده و بسيار او را احترام مى نمود . مهريه او را چهل هزار درهم قرار داد . بخاطر قرابتى که با رسول الله صلى الله عليه ( وآله ) وسلم داشت .
==================
سنن بيهقى ج 7 ص 70 و 71
و اما ام کلثوم با عمر بن خطاب ازدواج کرد و زيد بن عمر را بدنيا آورد .
=====================
سنن بيهقى ج 7 ص 436
( ابن مهدى) از سفيان از فراس از شعبى روايت مى‌کند : على ( عليه السلام ) دخترش ام کلثوم را هفت شب بعد از قتل عمر ( از منزل عمر يا دار الامارة) به خانه خود برگرداند .
======================
سنن بيهقى ج 7 ص 63
ابو عبدالله حافظ ……از ابو جعفر ( امام باقر عليه السلام ) از پدرش علي بن الحسين ( عليه السلام ) روايت مى کند : هنگامى که عمر با ام کلثوم دختر على (عليه السلام ) ازدواج نمود به مسجد النبي ( صلى الله عليه و آله ) رفته و در مجلس مهاجرين که بين قبر پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) و منبر آن حضرت تشکيل مى‌شد و هيچکس غير از مهاجرين حق نشستن در آنجا را نداشت شرکت کرد . مهاجرين براى او ( عمر ) دعا کردند . عمر گفت : بخدا قسم هيچ چيز باعث اين ازدواج نشد جز آنکه از پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم شنيدم که فرمود :هر سبب و نسبى در روز قيامت پاره و منقطع خواهد بود جز سبب و نسب من
========================
الدر المنثور ج 3 ص 33
عبد الرزاق و عبد بن حميد از عکرمة روايت مى‌کنند : هنگامى که عمر با ام کلثوم دختر علي ( عليه السلام ) ازدواج نمود ، اصحاب او نزدش جمع شده و به او تبريک گفتند و دعا کردند . عمر گفت : من هيچ احتياجى به ازدواج نداشتم . اما اينکه با او ازدواج کردم دليلش اين بود که شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم که فرمود : هر سبب و نسبى در روز قيامت منقطع است جز سبب و نسب من و من دوست داشتم نسبتى با رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم داشته باشم •
و تاريخ يعقوبى ج 2 ص 143 و مجمع الزوائد ج 4 ص 271 و 272 والمجموع ج 16 ص 327 و صحيح بخارى ج 5 ص 36 و کنز العمال ج 13 ص 624 تا 626 ح 37586 و37587 و

5- رقیه دختر محمد زن عثمان بود، پس از مرگ رقیه ، که گفته میشود بر اثر کتکهای عثمان مرد، محمد دختر دیگر خود را ( اُمکلثوم) به عقد عثمان در آورد
رقیه دختر محمد و خدیجه دختر خویلد بود. او نخست به عقد عتبه پسر ابولهب درآمد. پس از آن که محمّد دعوی پیامبری کرد، عتبه او را طلاق داد. محمّد، دخترش رقیه را به عثمان پسر عفان تزویج کرد. رقیه برای عثمان پسری به نام عبدالله پسر عثمان زایید. رقیه در سال دوم هجرت، در مدینه درگذشت. رقیه هنگام مرگ بیست و دو سال داشت. رقیه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد و محمد بر پیکر او نماز گزارد.
ام کلثوم دختر محمد پیامبر اسلام از خدیجه دختر خویلد بود. امّ کلثوم نخست با عتیبه پسر ابولهب ازدواج کرد. وقتی محمّد ادعای پیامبری کرد، ابولهب پسرش عتیبه را واداشت که ام کلثوم را طلاق دهد. ام کلثوم در سال سوم هجرت، به عقد عثمان پسر عفان درآمد. ام کلثوم در سال نهم پس از هجرت در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون گشت.
منبع:
ج 6 از کتاب بحارالانوار علّامه مجلسی

۲۰ خرداد ۱۳۸۸

ایرانیان چگونه مسلمان شدند! ( سیاوش اوستا)




به دوستان عزیز ایراندوست، پیشنهاد میکنم که این مقاله را مطالعه بفرمایند!

۶ خرداد ۱۳۸۸

بهترین پدر دنیا را من دارم؛ اما دیگران از حمایتش سود میبرند!




قوانین حمورابی را با منشور کورش کبیر که هم اکنون منشور حقوق بشر میباشد مقایسه کنید!
1-حمورابی اولین قانونگذار بشریت بود و قانون را به بشر آموخت؛ کورش کبیر اولین انسان دموکرات بود و دموکراسی را به بشریت آموخت.
2-اثرات قوانین حمورابی را میتوانید به وضوح در احکام اسلامی و مسلمانان ببینید در حالیکه ایرانیان برای رسیدن به آزادی بر مبنای قوانین حقوق بشر کورش کبیر و یک جامعهء مردم سالار سالها و بلکه قرنهاست در حال مبارزه اند
3-قوانین حمورابی فقط و فقط در همان دوران قابل اجرا بود و جالب اینجاست که در همان دوران هم ظالمانه می نمود و امروزه مسلمانان با الهام گرفتن از این قوانین به نقض حقوق بشر می پردازند و با کشتن و اعدام انسانها، به راحتی و بدون هیچ گونه دغدغه ای بر مردم کشورهایشان حکومت میکنند! اما قوانین حقوق بشر کورش کبیر نه تنها در آن زمان بسیار پشیرفته و متمدنانه بود، بلکه با گذشت 2500 سال هنوز نیز کمتر کشوری، کمتر دولتی، و کمتر ملتی، به درک این مهم رسیده اند و هنوز که هنوزه بسیاری از کشور های دنیا مخصوصاً کشور زادگاه کورش کبیر از فقدان این قوانین رنج میبرند و در عطش آن، باید تشنه کام بمیرند!

۲ خرداد ۱۳۸۸

اولین قسمت از .......... ( جالبه حتماً ببینید!)


به شما قول داده بودم تا جاهایی رو که در فیلم محمدً رسول الله در دوبلهء فارسی اش سانسور شده بود یا به دروغ کلمات دیگری گفته شده بود رو با قسمتهای ارجینال کنار هم بگذارم که ببینید این شیعیان چقدر متقلب هستند و اینکه ورژن فارسی فیلم ارزشی ندارد ( که دهها بار بلکه 100 ها بار از "صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران" به خورد ملت داده شد!)
در روزهای آینده قسمتهای دیگر را نیز برای شما به نمایش خواهم گذاشت. البته از شما پوزش می طلبم که به علت کمی وقت، متن انگلیسی و ترجمهء آن را برایتان نگذاشتم. که آن را هم در فرصتی مناسب برای شما دوستان عزیز منتشر خواهم کرد. فقط جهت اطلاع :
1-در ابتدای فیلم دوبلهء فارسی دقت بفرمایید که این فیلم 100% تایید شدهء جمیع علمای اسلام بوده و دانشگاه های اسلام شناسی معتبر دنیا این فیلم را تایید کرده اند.
2- در ورژن انگلیسی این فیلم دقت بفرمایید که ابوبکر و علی و خدیجه و زید بن حارث ( فرزند خواندهء محمد) در غار حراء شاهد بودند که جبرئیل به محمد وحی را رساند. اما در ورژن فارسی نامی از ابوبکر برده نمیشود که این نشاندهندهء چه می تواند باشد؟!!!!!!!