من با افتخار یک محارب ، مرتد، برانداز رژیم، مبلغ علیه نظام جمهوری اسلامی هستم!

 پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب
‏نمایش پست‌ها با برچسب درد دل. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب درد دل. نمایش همه پست‌ها

۱ دی ۱۳۸۸

شعری زیبا در وصف حال ملت ایران؛ در ماه نامبارک محرم!




برای بزرگتر دیدن عکسها،
لطفاً روی آنها کلیک کنید!



















۱۸ مرداد ۱۳۸۸

من از مردن خسته ام!


"درد من بی کسی است
خاک ایران که نیست
ذره ای بی ثمر در نهایتم"


دیروز سالگرد شهادت فریدون فرخزاد بود و من فراموش کرده بودم! با اینکه سن و سالم به روزهای اوج هنر این مرد بزرگ نمیرسه، اما همیشه فکر میکنم فریدون فرخزاد هم جزء کسانی است که در زمان نمی گنجد و متعلق به همهء دورانها است.
از دوران کودکی با ترانه های فریدون زندگی کردم و همیشه از سبک موزیکش لذت میبردم. از رک بودنش و طنزهایی که گاه نیش آن تا مغز و استخوان مخاطبش فرو می رفت و مخالفُ موافق رو از خنده روده بر میکرد.
فریدون فرخزاد متولد 15 مهر 1317 در تهران بود که تا این زمان مسلط ترین و با سواد ترین و مجلس گردان ترین شومن تاریخ ایران است. او خواننده و بازیگر و شاعر بود و از همه مهم تر مسئولیتی را که به عنوان مبارزه با جهل و نادانی بر عهده گرفته بود بر ارزشهای انسانیش افزود تا هم اکنون از او اسطوره ای در ذهن ها باقی بماند.
در پنجشنبه ساعت يازده شب، 16 مرداد 1371 6 اوت 1992، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش ماموران جمهوری اسلامی با 20 ضربهء کارد او را به شهادت رساندند.
یادش گرامی با
د.

فرخزاد:
برای ملتم می ایستم. سینه ام را سپر می کنم!
در مقابل مذهب، ملیت رو قرار میدیم.
در مقابل الله اکبر، زنده باد ایران رو میذاریم.
در مقابل عاشورا و تاسوعا ،عید نوروز رو میذاریم.
از یه پاسپورت چُسکی اینها نترسید که بهتون میدن یا نمیدن!
خمینی نتونست از پس زبون من بر بیاد!
یک روزی ملت ما آزاد میشه و این روز زیاد دور نیست.
فرهنگ همیشه غالب میشه بر زور و ستم و قلدری.
آمریکائی ها چراغ سبز دادند که روح الله خمینی بر جان و مال و ناموس من و شما غالب بشه. انگلیسها هم به اونها کمک کردند.

اولاً که شبتون بخیر،اگر نوروز بود به شما می گفتم که عید شما مبارک. ولی هنوز مونده دیگه چند روزی. ولی فرقی نمی کنه. بهر جهت در یکی از این سالها، سال مبارک خواهد شد واوضاع جوردیگری خواهد شد.طبیعیه. طبیعیه، دنیا نه اون جوری که بوده مونده، نه این جوری که هست می مونه، نه اون جوری که بعد خواهد شد خواهد موند.همه چیز در حال تغییر و تحوله. من هم در حال تغییر وتحول هستم. چهار سال قبل برای اولین و آخرین بار به لندن اومدم روی صحنه. البته این همه جمعیت نبود.اون موقع سالن ما کوچکتر بود و حرفهائی که من میزدم به دل همه نمی نشست من برنامۀ سیاسی اجرا می کردم به اتفاق سعید. اگر یادتون باشه. خُب، مردم زیاد علاقمند به این مسائل نبودند. خیلی زیاد می گفتند که: «ای بابا اصلاً بتو چه؟ به ما چه؟ خوب چکارداری به این کارها؟!» از لُس آنجلس دیشب یه فیلم دیدم (از) یک آقای کمدین که خیلی دوست دارن مردم را به خندونن. ولی من گریه ام گرفت از این همه ابله بودن آدمها که اسم خودشون را هم هنرمند میگذارند که می گفتش که بعله یک نفر نوار من رو پخش می کرد که: سرباز،سرباز فلاًن. بعد هم از دهن خمینی این حرف میاد بیرون بتو چه؟ تو برو شب بود بیابان بودِت روبخون! نه، راست میگن. اونا که اونجا هستن واقعاً این طور فکر می کنند. بمن چه؟ بشما چه؟ فقط به اونا مربوطه که در زندگی خودشون غوطه ور باشند و درهزاران کیلومتر دور از ایران در عالم خیال دارند ایران رو دوباره می گیرند! البته می گیرند!،همون جور که عمه شون ایران رو ازدست داد،خودشون ایران را دو باره می گیرند! ولی مسائلی که من اون زمان مطرح می کردم مسائلی بود که از دلم بیرون می اومد. مسائلی بود که صادقانه با مردم ایران در میان می گذاشتم و مسائلی که امشب مطرح می کنم همون مسائل هستند...ما درسته که نوروز رو جشن می گیریم، پای کوبی هم می کنیم، رقص هم می کنیم،آواز هم می خونیم،همه کار میکنیم، هرچی میگن درست میگن. ولی اون آدمی که اهل منطق و فکر و سیاست است، واجتماع رو می شناسه، می دونه که همیشه در هر کشوری در مقابل مذهب - نمی گم مذهب بد یا مذهب خوب،مذهب هم به خودی خود بد نیست ما هستیم که همه چیز رو بد می کنیم - در مقابل مذهب، ملیت رو قرار میدیم. در مقابل الله اکبر، زنده باد ایران رو میذاریم، در مقابل عاشورا وتاسوعا ،عید نوروز رو میذاریم، چهارشنبه سوری (را می گذاریم). این دیگه طبیعت بشره که این جوری مقاومت ملی بکنه، ونه به پایکوبی ربطی داره، نه بفساد اخلاق ربطی داره. گر حکم شود که مست گیرند در شهرهرآنچه هست گیرند...

۸ مرداد ۱۳۸۸

هویت یک جان باخته دیگر فاش شد


جزئیات قتل امیر حسین طوفان پور

• امیر حسین طوفان پور، متولد ۱۳۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز ۲۵ مرداد در حوالی میدان آزادی کشته شد ...


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۷ مرداد ۱٣٨٨ - ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۹


کمپین بین المللی دفاع از حقوق بشر در ایران، در یک اطلاعیه ی مطبوعاتی، جزئیات قتل یکی دیگر از جان باختکان راه آزادی را منتشر کرده است.
امیر حسین طوفان پور، متولد ۱٣۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز دوشنبه بیست و پنج خرداد (۲۵/٣/٨٨) همراه با برادر دیگرش به حوالی میدان آزادی بودند. حدود ساعت بیست و سی دقیقه شب به بعد با دیدن درگیری و شلوغی در بخشی از خیابان از برادر که سوار بر موتور بود جدا می شود تا نزدیک تجمع شود و خبری به دست بیاورد، ولی دیگر برنمی گردد. برادر که نزدیک صحنه بود با دیدن تیراندازی با موتور دور می شود و در جای دیگری منتظر می ماند ولی از امیرحسین خبری نمی شود. به خانه می آید و به همراهش زنگ می زند؛ جوابی نمی شنود تا اواخر شب که فرد ناشناسی به منزل مادرش زنگ می زند و به مادر منتظر او می گوید که دست امیر حسین تیر خورده و او را به بیمارستان حضرت رسول برده اند.
مادر و دیگر نزدیکان آن شب و روزهای دیگر بیمارستان ها را به دنبال او می گردند و خبری به دست نمی آورند. روز جمعه بیست و نه خرداد (۲۹/٣/٨٨) با ناامیدی به پزشک قانونی در کهریزک مراجعه می کنند و عکس او را در کامپیوتر کشته ها می بینند و با دیدن جنازه تلاش شان بی ثمر پایان می گیرد.
ابتدا برای دادن جنازه دادگاه انقلاب زمزمه هایی از گرفتن حق تیر از ده میلیون تا پنچ میلیون می کنند که تلاش های مادرش ظاهرا ثابت می کند که او فردی کاملا عادی و غیرسیاسی بوده و دادن تاوان را منتفی می کنند. البته با این تعهد که هیچ گونه مراسمی در منزل یا مسجد برگزار نشود؛ جنازه تحویل خانواده داده می شود. جراحات جنازه شامل: تیرخوردگی ساق دست، پهلو و کمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند. و شکستگی کامل بازویی که تیر خورده بوده است. روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
امیر حسین روز یکشنبه (٣۱/٣/٨٨) در قطعه ۲٣٣ بهشت زهرا ردیف ۱۵۲ شماره ٣۴ به خاک سپرده شد و مراجع قضایی به خانواده به ویژه مادرش قول دادند که به جرایم قاتل یا قاتلین رسیدگی می کنند. و آن ها فقط از طریق قانون پیگیر ماجرا باشند که حتی شاید دیه هم به او تعلق بگیرد.
مادر امیرحسین از آن روز تا به حال صبح ها قبل از باز شدن درب بهشت زهرا بر سر گور او حاضر است و عصرها یک بار دیگر؛ در یک روز دو بار به آن جا می رود.
هیچ کس از چگونگی صحیح کشته شدن او چیزی نمی داند . همه چیز بر اساس حدسیاتی است که از روی جنازه گرفته شده . آنچه مسلم است او بعد از تیر خوردن زنده بوده و صحبت می کرده و گوشی همراهش را به فردی داده و پیغام زنگ زدن به مادرش را رسانده. او کشته شد و نامش را هیچ مرجع و محکمه ای دادخواهی نکرد. اما امید نزدیکان و حق جویان خلاف این است.

۷ مرداد ۱۳۸۸

شهید وطن، امیر جاویدی فر




مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار ، این قفس را

بر شکن و زیر زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درا

نغمه آزادی نوع بشر سرا

وزنفسی عرصه این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیّاد

آشیانم ، داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن !

نو بهار است ، گل به بار است

ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس ، چون دلم ، تنگ و تار است .

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین !

جانب عاشق نگه ای تازه گل ، از این

بیشتر کن ! بیشتر کن ! بیشتر کن !

مرغ بیدل ، شرح هجران ،

مختصر ، مختصر کن !

آخرین عکس شهید بعد از آزادی از شکنجه گاه مخوف کهریزک

۱۴ تیر ۱۳۸۸

فردوسی بزرگ که درود و داد و دَهِش یزدان بر او باد



در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم



۱۲ تیر ۱۳۸۸

دوستی گفته بود:
مرسی عزيزم،
خيلی دوست دارم ندا صدات کنم. امّا نه اينکه پر بزنی بری آسمونها،
همينجا پايين کاری کنی مامان و بابا و همّه مردم رو دور خودت جمع
کنی و ياد بدی که همّه مردم هم مثل تو حرف بزنن.!
خيلی دوستت دارم ... ( اگر اجازه بدی که صدات کنم؟ ) ...ندا

======================
دوست عزیز. جالب است که بدانید ما هم این دختر کوچولو رو ندا صدا می کنیم.
همهء دختران ایرانزمین ندا هستند.
ندا هایی که دیگر "خسته" شده اند،
به "دو راهی" ذلت و سعادت رسیده اند و قصد دارند "پیاده شوند" تا هوا بخورند!
نداهایی که "فلسفهء" زندگی را خیلی خوب می دانند.
ندا هایی که "چشمشان" به دنبال آزادی است آن را دریافته اند.
نداهایی که چشم آینده به آنها دوخته شده است تا سرنوشت "ایرانزمین" را رقم بزنند.
همهء دختران ایران؛ یک "ندا" هستند.

۱۱ تیر ۱۳۸۸

اینجا جمهوری اسلامی است



چه کسی میتواند حتی تصور کند

مادری که فرزند نوجوانش را از دست داده،(
که فقط گفته: رای مرا پس بده!) برای گرفتن جسد فرزندش مبلغ 3000$ دلار آمریکا باید بپردازد و او که عزادار است، برای سوگواری فرزندش حق برپا کردن مراسمی هرچند کوچک و مختصر را هم ندارد؛ و بدلیل مسائل امنیتی هنوز جسد فرزندش را خاک نکرده اند باید خانهء شان را به جای دیگری نقل مکان دهند و در نهایت این مادر داغدار باید زیر ضربات "باتوم" و میله و زنجیر و ... باید خورد و له شود!!! بنظر شما این امکان پذیر است؟!
بله، اینجا جمهوری اسلامی ایران است.




۷ تیر ۱۳۸۸

ولی فقیه مسخره ترین اسمی که یک انسان در قرن 21 میتواند روی خود بگذارد

آقای علی خامنه ای، همه کارهء ملت و کشور ایران از گذشته تا کنون تو هستی. " علی خامنه ای" تو باید مسئولیت؛ بیکاری در ایران؛ اقتصاد بسیار خراب؛ جوانان افسرده و بی هدف؛ دین ستیزهایی که بچه های همین انقلاب هستند؛ جوانان معتاد زنها و دختران فاحشه کنار خیابانی و....... به گردن بگیری. مقصر همهء این فجایع تو هستی. آیا میتوانی جوابگو باشی؟

اخطار خرداد 1359 بني صدر زماني که رئيس جمهور بود ابوالحسن بني صدر نخستين رئيس جمهور در مصاحبه اي كه 19 خرداد 1359 (نهم ژوئن 1980) انتشار يافت گفت: بدترين شكل اجراي حاكميت، اعمال خشونت است. وي اخطار كرد كه در برابر عمل خلاف قانون دست روي دست نمي گذارد و آرام نمي نشيند. او گفت: در جمهوري اسلامي، گروهي مايلند من رئيس جمهور باشم ولي آنان، خود، وظايف مرا انجام دهند. بني صدر كه سال بعد مجبور به فرار از ايران و اقامت در اروپا شد در اين مصاحبه به زعم خود، «فرصت طلبان» را تهديد كرد و گفت كه عده اي طالبند قدرت منحصرا در دست آنان باشد.
پيش از فرار، روزنامه او، «انقلاب اسلامي» را توقيف و برخي از كاركنان دفتر رياست جمهوري اش را بازداشت كرده بودند.



و چه جالب بود که
خاتمی در اعترافات خود بعد از به پایان رسیدن دوران ریاست جمهوری اش، نقش خود در اردوگاه اصلاحات را تنها در حد یک "تدارکات چی" دانست!


۲ تیر ۱۳۸۸

به همهء ندا هایی که گم نام شهید شدند!




دست مزن

چَشم ,

ببستم دو دست


راه مرو!

چَشم ,

دو پایم شکست


حرف مزن!

قطع نمودم سخن


نطق مکن!

چَشم

ببستم دهن


هیچ نفهم!

این سخن عنوان مکن


خواهش نافهمی انسان مکن


لال شوم کور شوم کر شوم


لیک محال است که من خر شوم

۲۶ خرداد ۱۳۸۸

چشمتون روشن؛ بچه پسره یا دختر؟
دیروز آقای موسوی و کروبی از ملت حمایت کردند و حد اقل نگذاشتند؛ عقدهء رای دزدی که توی دل مردم مونده روش سر پوش گذاشته بشه! ( حد اقل کاری که موسوی و کروبی تا این لحظه میتونستند بکنند) همین جا رو داشته باشین تا یه مسئله ای رو خدمتتون بگم. اگر محسن رضایی جای موسوی بود؛ فکر میکنید چه عکس العملی نشون میداد؟! ( همین جاست که میگن: خدا خر رو دید شاخ بهش نداد!)
من دو روز است که به طرفداری کسانی که رای دادند پیوستم؛ و دوست دارم که این جنبش؛ در این صعود؛ دستش به یک جایی گیر کنه و همین یک آغازی برای؛ پیش روی های بعدی باشه. اما نمی دونم چرا یه جورهایی ته دلم، با منطقم راه نمیاد! دلم می خواد موسوی رئیس جمهور بشه و کروبی بشه معاون اولش یا وزیر کشور و آقای کرباسچی بشه وزیر مسکن و شهر سازی آقای محسن مخملباف بشه وزیر فرهنگ و ارشاد و خلاصه مملکت گلستان بشه ( ابولقاسم فردوسی بشه وزیر آموزش و پرورش) و خانوم زهرا رهنورد هم بشه وزیر هر چیزی که دوست داره و..... ملت هم حد اقل یک هفته بزن و برقص را بندازند و برن شمال! ودر کل همهء ایرانی ها در همه جای دنیا خوشحال بشن ؛ اما حقیقتش رو بخواین؛ منطقم میگه؛ نه! باور کنید لحظه لحظه با خودم کلنجار میرم که: پیروزی نزدیکه و ملت به خواستهء شان میرسند و......
اما از طرف دیگه هنوز موسوی و کروبی نتونستند اونجور که باید پالس مثبت از خودشون نشون بدهند و به عنوان یک رهبر 6 دانگ نظر ملت رو جلب کنند. وجداناً هم برای اونها شرایط بسیار سخته و دقیقاً رهبری این ملت توی این شرایط کار حضرت فیل ( ص) است. از پشت پرده فعلاً هیچ خبری نیست ( خوب معلومه دیگه! چون پشت پرده است!!!).
اون حس فضولی و کنجکاویم گل کرده. اینقدر دوست دارم بدونم رفسنجانی و موسوی و کروبی و خامنه ای چی دارند پچ پچ میکنند!
توی پاراگرافت بالا یه چیزی رو دقت کردین؟!! آفرین اسمی از دکتر محمود احمدی نژاد نبرده بودم. باور بفرمایید اولین باری که عکس این انسان "ناندرتال" رو دیدم خیلی دلم به حالش سوخت، و گفتم: بابا، اینکه خیلی بدبخته!!! هنوز هم همون جمله رو میگم و همون فکر رو میکنم. من فکر میکنم احمدی نژاد دقیقاً هیچکاره است و از پشت هدایت میشه . احمدی نژاد سخنگوی یک طرز فکره( که حتی بلد نیست حرف بزنه و توی گوشی که همیشه روی گوشش داره براش حرف ها رو دیکته میکنند!)
خیلی جالبه شرایط حال حاضر دقیقاً مثل زمانی است که یک مادر رو میبرند توی اتاق عمل و همه منتظرند که ببینند بچه سالم بدنیا میاد! روی مادر عمل زایمان رو با موفقیت انجام میدهند و در نهایت مادر مرخص میشه! همهء ملت شدند مثل یک پدر بچه ای که تازه می خواد تولد بشه؛ که از طرفی سر از پا نمیشناسه و دل تو دلش نیست، و از طرف دیگه به حال زنش و بچه اش زار زار گریه میکنه و میترسه. تنها فرقی که اون زایمان با این زایمان داره اینه که؛ توی اون وضعیت همه چیز به چند دقیقه وصله؛ اما توی این یکی شاید چند ماه طول بکشه و هنوز ما ملت ایران منتظر زایمانش باشیم.
شرایط خیلی حساسه.

۲۴ خرداد ۱۳۸۸

فیلترینگ جمهوری اسلامی

برای گذر از فیلترینگ جمهوری اسلامی و دیدن فیلمهای یو تیوپ:
دوستانی که نمی توانند فیلمهای یوتیوب یا ایرانیان انگلستان و....را ببینند به یکی از لینکهای زیر مراجعه کنند و برنامهء "جکر" را دانلود کنند و بر روی سیستمشان نصب کنند به همهء دوستانتان این لینکها را بدهید.
مخصوصاً در ایران:
http://rapidshare.com/files/201868333/Jacker3Premium.zip
http://allulook4.com/22411/youtube-jacker-3-rapidshare-megaupload/
--------------------
پاینده باد ایران و ایرانی/ مرگ بر رژیم خونخوار جمهوری اسلامی

۲۲ خرداد ۱۳۸۸

من به آیندهء دور خوش بین هستم

چه شمایی که با شوق و اشتیاق برای رای دادن لحظه شماری می کردید و چه شمایی که از همون اول زمزمهء تحریم انتخابات رو می کردی. همهء ما عاشق ایرانیم و دیگه از یک نواختی و دست و پا زدن در بلاتکلیفی خسته شدیم. سربلندی می خوایم. دنبال احترام می گردیم. توهین ها هم برای ما بی تاثیر شده اند. عمرمون رفت و هنوز هیچی نیستیم! هنوز بعد از 30 سال نمی دونیم "حق و حقوق شهروندی" یعنی چی!؟ انتخابات و رای دادن یا رای ندادن ( تحریم) در ایران مثل بازی " پر یا پوچ" شده است! بعد از باز شدن دست جمهوری اسلامی می توانیم ببینیم که دست راست پر بود یا دست چپ یا هر دو! البته ما که تحریم کردیم و رای ندادیم، وجدان درد نمی گیرم، و فرق مان با شما در همین است!
آرزوی عاقبت به خیری برای همهء ملت ایران را دارم و امیدوارم که روزهای آینده روزهای روشن و نوید بخش آزادی برای ملت ایران باشد. من آیندهء دور خوش بین هستم.

ملا و مفتی

در ایران تا بود ملا و مفتی
به روز بدتر از این هم بیفتی!
""""""""""""""""""""
کاشکی زود تر همین دو روز هم بیاد و بره؛ دهنمون سرویس شد با این انتخابات جمهوری اسلامی. همه چیزشون دردسر و بدبختیه. این ملت هم که مثل اینکه به قول قدیمی ها " دوا خور" شدن!
بعضی وقتها با خودم فکر میکنم: نکنه جمهوری اسلامی توی لوله های آب دوا میریزه؛ که مردم رو جادو کنند! باور کنید از این آخوندها همه چیز بر میاد. کاری نداره برای اینا؛ همه کاری میکنند! میگی نه؟!
خوب چه جوره که ما، به زور و با بدبختی تا سن 40 سالگی میرسیم و بعدش سکته میکنیم و زرتمون درمیاد و میمیریم؛ یا تا سن 50 که میرسیم از درد کمر و پا و گردن و.... هزاربار آرزوی مرگ میکنیم؛ اما این آخوندا 80 ساله که میشن، تازه یادشون میوفته که میتونند یه ملت رو رهبری کنند یا رئیس جمهور بشند و 100 سالشون که میشه تازه میوفتن توی بستر بیماری و 5 سال هم دراز کشیده زندگی میکنند و در آخر هم باسن هاشون زخم بستر میزنه و جالب اینجاست که باز هم نمی میرند؛ بلکه ترورشون میکنند!!!
به هر حال؛ فردا روز انتخاباته دوست دارم حرف آخرم رو بزنم چون میدونم از پس فردا دیگه این حرفها سودی نداره و باید منتظر نتیجه موند:
-بر خلاف اینکه بعضی ها میگن دفعهء قبل کسی رای نداد که احمدی نژاد در اومد! توی دور دوم 17 میلیون احمدی نژاد رای اورد و 10 میلیون رفسنجانی.
که جمع این ارقام میشه 27 میلیون. اگر میگید دروغ بوده و تقلب شده، که اصلاً همهء انتخاباتها در طول این 30 سال از همون 98% آری که به جمهوری اسلامی گفته شد دروغ بود تا همین انتخابات که فردا بر گزار میشه و همون هم تقلب خواهد بود و دروغ خواهد بود و..... که ما برای همین تحریم کردیم و تحریم میکنیم.
در طی این چند وقت قبل از انتخابات بعضی از دوستان کم لطفی میکردند و مدام می گفتند: " تو چی میگی نو که تو ایران نیستی تا ببینی وضع مملکت چه جوریه"!
همهء ما ایرانی هستیم و وظیفه داریم که برای این مملکت دل بسوزانیم. بالاخره اگر کسی خارج از کشور باشد؛ باز هم یک شهروند ایرن است؛ در ایران خانواده دارد؛ خواهر دارد؛ مادر؛ پدر؛برادر و حتی در آیندهء نزدیک یا دور می خواهد به وطنش برگردد! پس حق دارد که نظرش را بگوید.
کسانی که احمدی نژاد را در این انتخابات " بَدِه" میکنند تا دیگر نماینده ها را بهتر جلوه دهند؛ شما که هنوز چیزی از رئیس جمهور منتخبتان ندیده اید؟! پس چرا اینقدر ایمان دارید که این یکی راست میگه و این دیگه خودشه و این دیگه ایران رو نجات میده و..........
اینجا رو نگاه کنید؛ همین احمدی نژاد جلاد چه وعده و وعیدهایی میداد! پس چه شد؟!!
شعارها و برنامه‌ها برای انتخابات

* آوردن پول نفت به سر سفره های ملت
* دولت کارآمد و عدالت‌گستر
* عدم وجود حرکت سختگیرانه در مورد حجاب بانوان ایرانی
* سلامت مدیران
* مبارزه با فساد اداری
* پیشگیری از بروز شکاف بین دولت و مردم
* تشکیل «دولت اسلامی»
* تثبیت و تقویت آرمان‌خواهی و برایت از ایده‌آلیسم
* گفتمان خدمت به جای قدرت
* علمی کردن مدیریت
* کاهش نرخ تورم از طریق کاهش هزینه‌های دولت و کاهش نرخ سود بانکی
* بسط توسعه سیاسی از طریق بالا بردن قدرت نقد و مشارکت مردم
* اولویت دادن به تولید داخلی
* حضور دولت در هر استان برای حل مشکلات بخشی
* کاهش تصدی‌گری دولت
* بالندگی فرهنگ از طریق تقویت هویت ملی و تاریخی و اسلامی ایران
* ایجاد فضای آرمانی و آرمانخواهی در کشور برای مقابله با معضلات فرهنگی
گول حرفهای قشنگ را نخورید. رئیس جمهور منتخبتان دستش در دست رهبر است و نوکر و غلام حلقه به گوش جمهوری اسلامی است و هیچ وقت؛ تاکید میکنم؛ هیچ وقت، پشت دولت را به نفع ملت خالی نمیکند و همیشه به نفع جمهوری اسلامی کنار میرود.
آینده همه چیز را ثابت خواهد کرد. فقط یادتان باشد که در انتخابات بعدی گول نخورید.

بعضی ها برای توجیح کاندیدای مورد علاقهء شان میگویند: ایشان 20 سال در روزهء "سکوت" بودند!
20 سال روزهء سکوت یعنی چه؟!!! اونم در زمانی که جوانهای این مملکت دارند پرپر میشند!!! یا معتاد شدند یا فاحشه یا دزد یا قاتل یا از مملکت فراری و....!!!! میشه بگید روزهء سکوت دیگه چه صیغه ای هست؟ ایشون باید میومد افشائ گری میکرد و حرف میزد نه سکوت!
ای مردم ؛ مدافعان حقوق تان را خوب ببینید. یکی از آنها 2 ساعت خوابید و مملکت به فاک رفت!! یکی دیگر 20 سال روزهء سکوت گرفته بود!!! اون یکی رئیس جمهور بود اما میگفت: آبدارچی بودم، بهتر بود!
چرا 8 سال بر نخست وزیر بودنش تاکید کرد و ماند؟ چرا استعفا نداد و این عمل شنیع انسان کشی را محکوم نکرد؟
مهندس مهدی بازرگان؛ با اینکه خودم من از او هیچ خوشم نمی آید ولی فقط و فقط بخاطر اینکه دانشجوهای خط امام پریدند توی سفارت آمریکا و گروگانگیری کردند؛ به همهء کابینه اش استعفا داد. چرا موسوی همچین کاری نکرد؟
چون هم موسوی و هم کابینه اش همگی جلادان رژیم بودند. بشین اسمهای کابینه اش رو در بیار و بخون ببین که اون جلادها و مفسدان اقتصادی کیا بودند!!!
این آقای موسوی علاوه بر اینکه نخست وزیر آن دههء 60 معروف بودند؛ ریاست ستاد انقلاب فرهنگی هم بر عهدهء ایشان بود؛ و لازم به گفتن نیست که دانشگاهها را تعطیل کردند و نخبه های دانشگاها را یا پاکسازی کردند یا اعدام و یا اخراج و........
و دیگر اینکه ایشان جناب آقای " میرحسین موسوی،"از بنیانگذاران دفتر حزب جمهوری اسلامی بودند به همراه سید محمد حسینی بهشتی، سید عبدالکریم موسوی اردبیلی، اکبر هاشمی رفسنجانی، سید علی خامنه‌ای و محمد جواد باهنر هستند.پنج تن یادشده به همراه حسن آیت، اسدالله بادامچیان، عبدالله جاسبی، حبیب الله عسکراولادی مسلمان، سید محمود کاشانی (فرزند آیت الله ابوالقاسم کاشانی)، مهدی عراقی و علی درخشان.
یکی از دوستان میگفت:
خودم من هميشه تحريم كردم ولي اينبار منافع كشور و ايراني بخطر افتاده كه اگر بد از بدتر را انتخاب نكنيم كشور به نابودي و فقر زير صفر خواهد رسيد مثل سومالي اتيوپي افغانستان و عراق ايا ما مخالفان منافع كدام طرف و جبهه را بايد بگيريم؟
خدمتش عرض کردم:
دوست عزیز ایران در حال حاضر یکی از فقیر ترین کشور های دنیا است+ اعدام رتبهء دوم جهان+ ارزش پاسپورت در آخر 197 کشور+ تورم بالاترین کشور خاورمیانه و آسیا+ صنعت و کشاورزی تقریباً به صفر نزدیک است و .....
از چه میترسی؟
یا اینکه یکی دیگر از دوستان فرمودند:
با راي ندادن فكر نكنيد كه وضع بهتر ميشود و اين حكومت نابود!
اما این دوستمان توجه ندارند که: بحث سر نابودی حکومت نیست چه بسا شما که رای میدهید حکومت را نابود نمیکنید و قصد نابودی جمهوری اسلامی را ندارید.
من می گویم این 4 نفر یکی هستند. چرا شما اینقدر آنها را متفاوت میبینید؟!!!! تعجب من در این است. موسوی سبز- احمدی نژاد قهوه ای و.......
همهء آنها یک رنگ هستند و به رنگ جمهوری اسلامی اند. مسلماً کسانی که در انتخابات شرکت میکنند هدفشان سرنگونی حکومت نیست. کسانی که قصد شرکت در انتخابات را دارند یا:
1-از روی لج و لج بازی اینکه احمدی نژاد در نیاید رای میدهند
2- یا از روی چشم و هم چشمی که مثلاً شمسی خانوم که ادعای روشنفکری داره می خواد به فلانی رای بده، پس ما هم بدویم که از قافله عقب نمونیم!
3-یا ( خیلی رک تر بگویم!) به مشکلات جنسی رای میدهند
4- یا اینکه گشت ارشاد اذیتمون نکنه یا سیب و پیاز ارزون تر بشه

و..............................
اینها انگیزه های رسیدن به دموکراسی نیستند!

و در آخر اینکه آقای میرحسین موسوی خامنه (زاده ۷ مهر ۱۳۲۰ در خامنه) با جناب آقای سید علی حسینی خامنه‏ای زاده ۲۴ تیر سال ۱۳۱۸ عمو زاده هستند و با هم بزرگ شده اند و یک طرز فکر را دارند.
من نمی دانم شما از چه چیزی دفاع میکنید؟!


۱۸ خرداد ۱۳۸۸

چی بودیم؛ چی شدیم!

اولین زن جراح ایرانی:"سکینه پری" متولد 1281-1307 در روسیه دیپلم دکتری گرفت و 1314 با اجازه نامه ی پزشکی خود را دریافت کرد.

اولین زن جراح پلاستیک:"دکتر هاسمیک هاراطونیان" در سال 1339 در این رشته فارغ التحصیل شد.

اولین زن داروساز:"اقدس غربی" و "اختر فردوس" اولین زنان دکتر داروساز ایرانی هستند که در سال 1316 وارد دانشگاه تهران شدند و در سال 1320 در این رشته فارغ التحصیل شدند.

اولین زن وکیل دادگستری:"یکاترینا سعیدخوانیان" متولد1278 اولین زن ایرانی که پس از تحصیل در رشته قضایی در روسیه به سال 1327 در تهران پروانه وکالت گرفت و به کار پرداخت.

اولین زن تاجر ایرانی: "مهین افشار" در سال 1336 موفق به دریافت کارت بازرگانی شد.

اولین زن سرتیب ایرانی:"مرضیه ارفعی" در سال 1312 با درجه هم ردیف سروانی در ارتش مشغول خدمت شد و در سال 1338 به عنوان اولین زن به درجه سرتیپی رسید.

اولین زن روزنامه نگار:"صدیقه دولت" در اصفهان به سال 1297 مجله" جمعیت نسوان وطن خواه" و مجله " زبان زنان" را منتشر کرد.

اولین زن خلبان:"عفت تجارتی" در سال 1318 در 22 سالگی برای اولین بار و به عنوان اولین زن در رشته خلبانی نام نویسی کرد و در همان سال اولین پرواز خود را با هواپیمای تایگرموس انجام داد.

اولین زن پرستار:"فاطمه توانایی" که در سال 1310 در آموزشگاه کوچک در شهر رشت نام نویسی کرد. او در سال 1314 در این رشته فارغ التحصیل شد.

اولین هنرمندان زن تاتر:اولین زنان که روی صحنه رفتند دو تن از زنان ارمنی به نام های " وارتوتریان"و"سراکالندریان" بودند.

اولین زن آوازه خوان:"قمرالملوک وزیری" که صفحه پر کرد و پس از او "ملوک ضرابی" بود

۱۵ خرداد ۱۳۸۸

بخندید و خوشحال باشید. سر یک انسان دیگر بالای "دار" خواهد رفت!

شهلا جاهد در يك قدمي اعدام قرار گرفت
نظرات هموطنان مسلمان!
1-بابا بكشين راحتش كنين بدبختو چقدر اذيت چقدر شكنجه رواني؟
2-اگه بخوان یه قاتلی رو که بیرحمانه یه زن رو در خواب سلاخی کرده مجازات کنند وحشیانه است !!!! همین دین به خانواده مقتول اجازه بخشش داده قانونی که در هیچ کشور غربی پیدا نمیکنی ....
3-زنده باد قوانين جهان شمول اسلام.در روايتي از صعود پيامبر اسلام به عرش گفته شده زماني پيامبر مشاهده كرد كه فرشتگان شادي ميكنند و پايكوبي ميكنند .او كمي ايستاد و از مقربان پرسيد اينجا چه خبر است؟ گفتند امروز زناكاري را سنگسار كردند و دست دزد زده شد وقاتلي اعدام گرديد.عدالت 3 بار جاري شد و امروز عيد مسلمين است.
4-كسي كه آدم ميكشه بايد كشته بشه.در دين اسلام به خانواده ي مقتول اجازه بخشش داده شده و اين قانوني بسيار ارزشمند است.البته من كسي نيستم كه بخوام از اسلام دفاع كنم.چون اطلاعات كمي دارم.به هر حال اينفدر ميفهمم كه انساني كه جان انساني ديگر را گرفته {بايد} قصاص شود.همين.
5-اين هم نتيجه مردان هوس باز.... يكي زير خاك.وان يكي منتظر طناب دار
6- اعدام ربطی به اسلام و غیر اسلام نداره تو امریکا هم داره انجام میشه
7-اگه قاتله پس اعدام حقشه
8-چرا كسي مخملباف ومحكوم نكرد كه با كمك خواهرزنش زن اولشو كشت وبا خواهر زنش ازدواج كرد.
9-كشنده را بكش هر چند اولاد پيغمبر باشد.حال از كاربران عزيز سئوالي دارم لطفا صادقانه پاسخ بدهيد.اگر يك فردي خواهر و يا مادر شما را با بيرحمي بقتل برساند شماها با قاتل عزيزتان چه ميكنيد.در صورتيكه ميدانيد عزيزتان را بيگناه كشته باشند.خواهان قصاص ميشويد و يا اينكه ميبخشيد.
10-حقشه . كاش ممد خاني رو هم اعدام ميكردن !
11-راستي محمدخاني اين دفعه چي پوشيده بود ؟
12-شهلا بايد برقصه
13-اول از همه مردیکه ناصر محمدخانی رو بکشن که از شهرتش سوءاستفاده کرد بعدش شهلا.
14- در قرآن گفته شده است قصاص حق فرد است ولي در ادامه گفته شده است اگر كسي قصاص را ببخشد خدا هم فرد را مي بخشد.
15-اي كا ش زودتر عدام ش كنند زنك بي شخسيت وارد زندگي ديگران شده خدا اينجور زنها را لعنت كن
16-واقعا حكمش اعدامه چرا شوهريارو راكه گرفته بعدبانامردي اونا كشته حقش اعدامه اما خيلي بهتره اوليا دم رضايت بدن لذت بخشش خيلي بيشترازانتقامه
17-من حکم رو خوندم.به انتخاب متهم یکی از دو مجازات زیر در مورد او اجرا می شود
1 - یا سنگسار 2 - یا یک شب باید صیغه احمدی نژاد بشه
18- فكر كنم سنگسار بهتر از صيغه شدن با احمقي نژاد باشه
19-من فكر ميكنم ناصر جون بايد اعدام بشه
20-حالم از هر جي مرده بهم ميخوره. از بابام گرفته تا شوهرم و پسرام.خودخواها
21-من بی صبرانه منتظر قصاص این موجود هستم / موجود .... که چشمان معصوم دو کودک رابه دیدن پیکرغرق در خون فرشته زندگی شون (مادر) خیره کرد
22-این خانم هم رفته خونه زندگی مردم رو از هم پاشنده حالا رسوا باید یه چیزی هم بهش جایزه بدن پرو
23-اين زن هنوز كه هنوزه پس از 77 ماه همين روسري تو سرشه نميكنه عوض كنه. با اون همه چوسان فسان و عشوه اي كه واسه قاضي مي ياد.
24-اينقر دروغ مي گن كه نفهميدم ماجرا چي بود.پيشاپيش تسليت ميگم
25-فکر کنم پارتی داشته که تا حالا اعدام نشده.
26-كسي كه بابيرحمي دو تا بچه معصوم راازنعمت داشتن بزرگترين منبع مهر
(مادر) محروم كردبايدزودتر از اينها اعدام مي شد/
27-
اوني كه بايد اعدام بشه خود احمق و نامردشه. اگه زنشو دوست داشت چرا بهش خيانت كرد؟ بايد اين مرد كه آبروي همه مردها رو برده مجازات بشه.

۱۳ خرداد ۱۳۸۸

چرا پوشش زنان ایران با همه جای دنیا متفاوت است ؟!


قبل از اینکه بخواهیم وارد این بحث بشویم بهتر است نگاهی، هرچند کوچک و گذرا به تاریخچهء کلمهء "مانتو" داشته باشیم.
این واژهء غریب در واقع " manteau" است که از زبان فرانسه در سال 1357 و با ورود خمینی به کشور عزیزمان ایران، وارد زبان و فرهنگ فارسی شد و در اصل یک نوع " روپوش آزمایشگاه" است. علت وارد شدن این کلمه به ایران و اینکه چرا این سبک و مدل از پوشش وارد فرهنگ ایرانی شد بسیار ساده است! در زمانی که خمینی در کشور فرانسه تبعید بود ایدهء این پوشش را از ملت فرانسه گرفت. و از آنجایی که در دین اسلام جنس زن؛ تو سری خور و ذلیل است، از همان روزهای تبعید به این فکر افتاد که با ورودش به ایران "مانتو" را پوشش و لباس رسمی بانوان ایران کند و بدین وسیله سوغاتی که از فرنگ آورده بود، به زنان ایران، که از زمان رضا شاه با کشف حجاب به آزادی نسبی رسیده بودند تحمیل کرد!
با پیدایش آن انقلاب دروغین و مسخره زنان ایرانی را در چند قواره پارچه استتار کردند تا زیبایی بانوان ایرانی را با زشتی دین نکبتبارشان پاسخ گویند. اینجا یک سوال از شما دوستانی که با این پوشش موافق هستید دارم:
آیا مادران و خواهران و دختران ما در زمان شاه، نا نجیب بودند، یا از لحاظ پاکدامنی دچار مشکل بودند که این طرز پوشش به زور به آنها تحمیل شد؟ یا اینکه آیا در زمان شاه پدران و برادران و پسران ما چشم چران بودند یا مشکل جنسی داشتند که یکدفعه وضع به گونهء دیگری در آمد و این چنین شد؟!

از آنجایی که رژیم جمهوری اسلامی یک کلکسیون کامل از سیستمهای حکومتی زورگو است؛ پس میتوان در آن نشانه هایی از حکومتهای فاشیستی ، دیکتاتوری و..... را که دستپخت خمینی و دارودسته اش است بخوبی مشاهده کنیم. همین یک دست کردن لباسهای خانمها با پوشاندن مانتوهای زور زوری یکی از نشانه های حکومتهای فاشیستی است. که در زمان موسلینی و هیتلر و ... میتوانیم به لباسهای یک دست مردم که به نام لباس "فرم" یا " یونی فرم" معروف بودند اشاره کنیم.
با شکل گیری نظام جمهوری اسلامی؛ کم کم شعارهای جدید خمینی که از سال 1342 روی آنها کار شده بود شکل دیگری به خود گرفت و از آزادی خواهی و سرنگونی شاه؛که با شعار : استقلال آزادی؛ جمهوری اسلامی! به اوج خود رسید؛ به صادر کردن اسلام و جهانی کردن این دین مخرب تبدیل شد!!
البته با نگاهی گذرا به بعضی از کشورهای اسلامی؛ می توانیم به موفقیتهایی، هرچند کوچک در این زمینه اشاره کنیم که البته با پول نفت ایران میسر شد!
امروزه
در کشورهای ترکیه واندونزی ویا مالزی..... اسلامگرایان موفق شده اند تا دگرگونی هایی، هرچند کوچک در شکل ظاهری زنان مسلمان بوجود آورند تا مُد اسلامی راه بیندازند و با به نمایش گذاشتن پوشش اسلامی که همان مانتوی مدل دار است، زنان مسلمان را طبق معمول شیفتهء افکار پوسیدهء اسلامی کنند.



اما باز اینجا یک سوال دیگر پیش می آید که پیدا کردن جواب آن برای همهء مسلمانان گیج کننده خواهد بود؛
منظور از مدهای اسلامی چیست؟ آیا به غیر از این است که زنان مسلمان خوشگلتر و خوش لباس تر و جذاب تر و شیرین تر حتی سکسی تر جلوه کنند؟ آیا این است دستورات اسلام؟ شما که همه چیز را با جملهء : این دستور قرآن است. یا آن دستور پیامبر است و یا روایات این چنین گفته اند و .... پاسخ میگویید؛ چه جوابی برای این مدهای اسلامی دارید؟
هدف از حجاب این است، که زن برای مردان جلب توجه نکند و در حقیقت " استتار نظامی" باشد، نه اینکه همیشه "به روز " شود!

۱۲ خرداد ۱۳۸۸

کشیدم-کشیدی-کشید-کشیدیم-کشیدید- پُکید !



سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم

‌ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم‌

چو گلدان خالی لب پنجره‌

پر از خاطرات ترک خورده‌ایم‌


















۱۱ خرداد ۱۳۸۸

آنتی اسلام، جمهوری اسلامی دین اسلام رو بد نام کرده، شما چرا به اسلام توهین میکنید؟ آیا این کارتان درست است؟


دوست عزیزشما اعتقادات خودتان را دارید و من هم اعتقادات خودم را دارم. حالا اینجا یک رابطهء دو طرفه هست. اگر شما به اعتقادات من که یک "کافر" هستم توهین کنید؛ پر واضح است که من هم که یک "بی خدا" هستم به اعتقادات شما توهین میکنم. ( تا اینجا رو قبول داری یا نه؟! )
حالا اگر شما به آنتی اسلام توهین نمیکنید و احترام هم میگذارید این نشانهء شعور بالا و معرفت بالا و تربیت خوب شخص " شما" است نه "دین اسلام".
دین شما و کتاب قرآن به منِ کافر توهین میکند. مسلمانها من را "نجست" میدانند و "مفسد فی الارض" و
"کافر" و " ملحد" و " مرتد" و .... می خوانند.
شما می فرمایید من چه کنم؟! دست شما را ببوسم و تقاضا کنم که از من پول زور ( جزیه) بگیرید و موقتاً کاری به کار من نداشته باشید؟!
دوست عزیز اگر ناراحت و عصبانی هستی "علت" را پیدا کن. با "معلول" برخورد نکن. "علت" من نیستم. دین و مذهب شما است.
سوره توبه آیه 123
ای کسانیکه ایمان آورده اید، کافرانی که نزد شمایند را بکشید! تا در شما درشتی و شدت را بیابند. و بدانید که خداوند با پرهیزکاران است!

سوره محمد آیه 4
پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‏اند برخورد كنيد گردنها[يشان] را بزنيد تا چون آنان را [در كشتار] از پاى درآورديد پس [اسيران را] استوار در بند كشيد سپس يا [بر آنان] منت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد] تا در جنگ اسلحه بر زمين گذاشته شود اين است [دستور خدا] و اگر خدا مى‏خواست از ايشان انتقام مى‏كشيد ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد و كسانى كه در راه خدا كشته شده‏اند هرگز كارهايشان را ضايع نمى‏كند (۴)

بیایید یاد بگیریم که به عقاید هم احترام بگذاریم. من و همهء همفکرانم حاضریم که از این پس به مقدسات مسلمانان توهین نکنیم و به همهء اعتقاداتشان احترام بگذاریم. شما چقدر از خودتان مایه می گذارید؟! آیا بدون اجازهء دینتان می توانید یک تصمیم بگیرید و به قول خودتان " یک یا علی بگویید"؟

مردم حد اقل بدونید که دارین به کی ها رای میدین!


اون شخصی که سمت راست موسوی ایستاده و نقش محافظ رو بازی میکنه؛ رئیس تعزیرات حکومتی زمان آقای خاتمی بود و از بچه های اطلاعات بیت رهبری هم هست. اسم نکبتش رو فراموش کردم؛ اما یه زمانی یه جایی بودم ؛ و خوب یادمه که با خنده های ترسناکش می گفت: "دیشب اون دختره رو که نشستم روی کمرش و گردنش شکست رو توی برنامهء تلویزیون صدای آمریکا آورده بودن دختره راجع به من حرف میزد!" این یکی از شکنجه گرهای جمهوری اسهالی است.
هیچ وقت قیافهء کریه و نامردش یادم نمیره.

۶ خرداد ۱۳۸۸

آیا یک دختر 17 ساله میتواند دوست پسر 30 ساله داشته باشد؟!

دیروز جای شما بسیار خالی بود. ناگهان تصمیم گرفتیم کار را تعطیل کنیم و با چند تا از دوستان و همکاران به یکی از جزایر تفریحی در اطراف استانبول بنام Bouk Ada ( جزیرهء بزرگ) رفتیم. تقریباً 2 یا سه ساعت طول کشید که با یک کشتی مسافر بری به اونجا رسیدیم. کشتی مذبور از سه جزیرهء دیگر گذشت تا به مقصد رسید و در هر سه جزیره توقف کوتاهی برای سوار کردن و پیاده کردن مسافران داشت.
جزیره ای بسیار زیبا با چشم اندازهایی شگفت انگیز بود که هر بیننده ای از دیدن آن لذت میبرد.
نزدیکهای ظهر و هنگام نهار سه دختر خانمی که هر کدام بیشتر از16 یا 17 سال بنظر نمی رسیدند همراه با دوست پسر هایشان نظرم را جلب کردند. روابط جالبی با هم داشتند. هر کدام از این شش نفر ( دختر ها و پسرها) اخلاق بسیار متفاوتی داشتند. مثلاً یکی از خانمها مرتب شوخی هایی میکرد که باعث جلب توجهء دیگر دوستانش می شد و خانم دیگر مرتب به او تذکر میداد( البته با خنده) که آرام ترو منطقی بنظر میرسید و نفر سوم خانمی بسیار آرام و ساکت بود و مشخص بود که تابع جمع است. پسرها هم هرکدام یک جور بودند و هیچ گونه شباهت اخلاقی با هم نداشتند. حتی طرز لباس پوشیدنشا متفاوت بود. یکی با کت و شلوار و کروات، دیگری لباسهای اسپرت تی نیجری با موهایی که به طرز "فشن" آرایش شده بود و پسر سوم هم بسیار ساده و بی آلایش بنظر میرسید. اما نکته ای که بیشتر از همه چیز نظرم را جلب میکرد این بود که همهء آنها تقریباً در یک ردهء سنی بودند و همکلاسی بنظر میرسیدند!
بی اختیار یاد ایران و روابط دختر خانم ها در این سن و سال با آقایون افتادم. در ایران معمولاً دختر هایی که در سن و سال دبیرستان یا کمی بالاتر بودند بیشتر ترجیح میدادند تا با پسرهایی جا افتاده تر و مردهایی که سن و سالشان خیلی بیشتر از آنها بود معاشرت کنند و دوست شوند!
توی همین فکر بودم که ناگهان از یکی از دوستان همین سوال را پرسیدم!
چرا در ایران دختر خانمهایی که مثلاً 16 یا 17 سال سن دارند هیچ وقت با پسرهایی توی همین ردهء سنی دوست نمیشوند! و معمولاً پسرهای دبیرستانی هم با دختر هایی بسیار کم سن وسالتر روابط دوستی برقرار میکنند؟
هر کدام از دوستانم به موضوع جالبی اشاره کردند که همهء این نکات برای من آشنا بود اما تا آن لحظه به این جوابها فکر نکرده بودم:
1-علت اینکه در ایران دختران دبیرستانی و یا در آن ردهء سنی بیشتر به مردهای مسن تر از خودشان متمایلند؛ می تواند مسئلهء مالی باشد. اقایانی که سن و سال بیشتری ( مثلاً 30 سال) دارند معمولاً کار ثابتی در جامعه پیدا کرده اند از لحاظ مالی میتوانند دخترانی در سن و سال آنها را تامین کنند! ( مثلاً یک پسر 16 ساله در ایران، نهایتاً دوست دخترش را به سینما میبرد اما یک پسر 30 ساله از لحاظ مالی و مادی مانور بیشتری میتواند بدهد.)
2-در ایران بیشتِر پدرها و مادرها دو شغله و یا سه شغله هستند و برای کنترل فرزندانشان وقت بسیار کمی دارند
3-در ایران قوانینی که در رابطه با تجاوز به کودکان و یا رابطه با کودکان وجود داشته باشد بصورت مذهبی و دینی هستند نه بصورت مدنی و جهانی. مثلاً اگر در کشورهای پیشرفته آقایی با 30 سال سن رابطهء دوستی با دختر 16 یا 17 ساله ای بوجود بیاورد؛ یک " مجرم" است. و تحت پیگرد قانون قرار میگیرد و مجازاتی بسیار شدید دارد. حتی در همین ترکیه، با اینکه 90% مردم این کشور مسلمان هستند، قوانین دولتی عمدتاً منطبق بر قوانین حقوقی جهانی اعمال میشوند و خود من شاهد رابطهء یک پسر ایرانی با یک دختر 17 ساله بودم که به زندان شدن آن پسر گردید و .....
اما درجمهوری اسلامی ایران چنین نیست. چون این مملکت بر اساس قوانین حقوقی و جزایی اسلام اداره میشود و در مذهب اسلام دختر از سن 9 سالگی میتواند ازدواج کند. پس این مسئله بر روی روابط جنسی انسانهایی مسن با کودکان سرپوش میگذارد و حتی از آنان دفاع هم میکند!
4-علت دیگر جدایی دخترها از پسرها است. اگر پسرهای دبیرستانی و حتی پایین تر ( دبستانی) با دختر ها معاشرت داشته باشند؛ و از خصوصیات بدنی، روحی و .... هم مطلع باشند، هیچ گاه چنین فاصلهء سنی (در روابط دوستی نه ازدواج!) بین آنها نمی افتد و حتی در زمان ازدواج؛ این دو جنس مخالف، یعنی آقایان و خانمها، هم از لحاظ جنسی و هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ آداب و معاشرت، یکدیگر را بیشتر میشناسند و بهتر درک میکنند.
و ..............................