من با افتخار یک محارب ، مرتد، برانداز رژیم، مبلغ علیه نظام جمهوری اسلامی هستم!

 پاینده ایران,مرگ بر وطن فروشان تجزیه طلب

۲۵ مرداد ۱۳۸۸

داستان شروع دشمنی اسلام با یهود.

جنگ با قوم بنی قریظه و کلاً جنگهای خونین با یهودیان و نسل کشی آنها توسط محمد سر درازی دارد اما بصورت خیلی خلاصه جنگ محمد با اقوام یهود از اینجا شروع شد. (اولین جنگ محمد با یهودیان شوال سال دوم هجرت) .محمدبن اسحاق گوید: قصهء بنی قینقاع چنان بود که پیمبر آنها را در بازارشان فراهم آورد و گفت:(( ای گروه یهود از خدا بترسید که شما را نیز بلیه ای چون قریشیان دهد، بیایید و مسلمان شوید که من پیمبر مرسلم و این را در کتاب خویش و پیمان خدا میبینید.)) یهودیان بنی قینقاع گفتند:(( ای محمد پنداری که نیز قوم تو هستیم، مغرور مشو که با کسانی روبرو شدی که جنگ نمی دانستند و فرصتی به دست آوردی، به خدا اگر با ما جنگ کنی خواهی دید که چگونه کسانیم)) بعد از این محمد به روستای آنها حمله کرد و 25 روز آنها را محاصره کردو آنها تسلیم شدند و محمد بعد از کلی کش و قوس که خواست همه شون رو بکشه اما عبدالله کلی التماس و پادر میانی کرد، سرانجام محمد راضی شد که آنها کلاً از اون منطقه کوچ کنند و همهء اموالشان به مسلمانان برسد!!. (تاریخ طبری جنگ بنی قینقاع صفحهء 997 ). در سال چهارم هجری جنگ بنی نضیر بین محمد و یهودیان این طایفه در گرفت و علت این بود که باز دوباره محمد دو نفر رو فرستاده بود تا یهودیان را مسلمان کند اما آنها زیر بار نرفتند و گفتند این یک توهین است و آن دو نفر را کشتند. محمد هم برای دیه رفت که پول آن دونفر را بگیرد آنها هم ندادند و محمد به روستای آنها حمله کرد و همه جا را نابود کرد. ( تاریخ طبری جلد سوم صفحهء 1054). بعد از او غزهء سویق بود بعد از اون جنگ خندق بود علتش هم این بود که چندتا از یهودی های همون "طایفهء بنی نضیر" ( دقت بفرمایید، بنی قریظه نه، بنی نضیر)که آواره شده بودند رفتند با طایفهء قریش صحبت کردند که : ما احساس امنیت نمی کنیم. محمد دست از سر یهودیان بر نمی دارد و اگر قدرت بگیرد همهء ما را میکشد ( که همینجور هم بود وشد) و چیز جالبی که وجود دارد این است که مسلمانان برای توجیه قتل و عام 800 نفرهء قوم بنی قریظه در یک روز؛ میگویند که آنها با طایفهء قریش دست به یکی کردند! در صورتی که این یک دروغ بزرگ تاریخی است. قوم بنی قریظه روحشان از این قضیه خبر نداشت. و خلاصه جنگ بنی قریظه در سال پنجم هجرت اتفاق افتاد که علی در این جنگ گردن 800 نفر از یهودیان را در یک روز قطع کرد. محمد به مسلمانها گفت: امروز نماز عصر را میریم وسط دهات ( روستای) یهودیان بنی قریظه میخونیم!! علی به سمت روستای اونها حرکت کرد. قوم بنی قریظه علی را راه ندادند و به او فحش دادند. علی برگشت پیش محمد و جریان رو تعریف کرد و محمد هم به قوم بنی قریظه حمله کرد. ( کتاب تاریخ طبری صفحهء 1082 و 1083 جلد سوم)

در زمان صدر اسلام اعتراف گیری و تفتیش عقاید حرف اول را میزد!

محمد بن اسحاق بن یسار (یا بصورت خلاصه تر ابن اسحاق) یکی از معروف ترین مورخین عرب مسلمان بود. او از معتبرترین نویسندگان سیره محمد پیامبر اسلام می‌باشد. ابن اسحاق زندگی نامه‌ای از محمد به نام سیرهء رسول الله مکتوب نمود. بر اساس اکثر منابع، او درمدینه و در سال ۸۵ هجری قمری متولد شد. بگفته یاقوت و بغدادی پدر بزرگ ابن اسحاق، یاسر، در زمان خلافت ابوبکر در عین التمر در سال ۱۲ هجری به اسارت گرفته شد و به مدینه فرستاده شد. نهایتاً او به بردگی درآمد ولی با پذیرش اسلام او را آزاد کردند.
منبع:دائره المعارف بزرگ اسلامی ابن اسحاق، سید علی آل داود

۲۴ مرداد ۱۳۸۸

دومین قسمت از .......... ( جالبه حتماً ببینید!)

فیلمهای زیر را یه نگاهی بندازید تا به دروغگویی شیعیان (ایران) بیشتر پی ببرید. در دوبلهء فارسی زن ابولهب میگوید: کار حمزه با اون گردن کلفتی و شکار شیر رفتنش ... . اما در فیلم اُرجینال و با زبان انگلیسی میگوید: کار حمزه با اون گردن کلفتی و شراب خوردن و شکار شیر رفتن.... که "شراب خوردن" در ورژن فارسی اش به دستور علمای قُم حذف و سانسور شده است!
حمزه یک گردن کلفت نامرد و قمه کش بود. که محمد پیامبر اسلام از از اون به عنوان نیروی سرکوبگر استفاده میکرد. دقیقاً مثل "طائب" و قاضی مرتضوی و شریعتمداری روزنامهء کیهان ( بازجو) برای خامنه ای!



ترانه های نایاب سیاوش قمیشی

http://www.4shared.com/file/125249099/beddd725/Sedaye-Ghadima_siavash-musicmihanblogcom_.html
http://www.4shared.com/file/125250412/a6b74a43/Mabade-Shahid_siavash-musicmihanblogcom_.html
http://www.4shared.com/file/125250254/2f3556c0/Paeez_siavash-musicmihanblogcom_.html
http://www.4shared.com/file/125248106/46de7caf/Zemzeme__Antieslaamblobspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125253021/12f4f08/Aroosake-Shab-1_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125252904/f41e85ef/Aroosake-Shab-2_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125252771/c1abcaad/Avareh_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125254642/5726fd3f/Asir_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125254439/8c31661e/Doosakhi-2_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125254314/c5f96ea4/Ey-Reside-Az-Rah_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125251661/cbc73e35/Doozakhi-1_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125251508/e6079f4e/Ghorbat-1_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125254199/70154c7f/Instrumental_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125251315/8520ae00/Kash-Az-Aval-1_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125254025/9b95b3a8/Kash-Az-Aval-2_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125251191/4910347f/khaali-Music_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125253845/5e0b7d2f/Khorshide-Khazan_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125251084/21a39b86/Khosh-Khial-Music_antieslaamblogspotcom_.html
http://www.4shared.com/file/125253740/253dce9d/Lahaze-Ha_antieslaamblogspotcom_.html

۲۲ مرداد ۱۳۸۸

نظر شخصی من در رابطه با ريچارد داوكينز آته ئيست ( بيخدا) معروف بريتانيايي

نظریات آقای ريچارد داوكينز بسیار متین و منطقی است، اما من با احترام بسیار زیادی که برای این دانشمند بزرگ قائل هستم، با مطرح کردن کلیات نظرات ایشان در کشور عزیزم ایران زیاد موافق نیستم. هنوز بستر مناسبی برای درک اینگونه مطالب در ایران فراهم نشده! بنظر من در شرایط حاضر مشکلات ملت ایران با بی خدایی حل نمی شود. زیرا عوام با شنیدن منطق این جور بحثها فکر میکنند که شما سخنگوی کمونیستها و یا روسها و یا ..... هستید و در نهایت دَم گرم شما بر آهن سرد خداباوران و دین باوران هیچ گونه اثری نخواهد داشت. توجه داشته باشید که مخاطب شما در ایران گونهء بسیار بخصوصی از "خدا باور و دین باور" است. شما در نظر داشته باشید که در مملکتی زندگی میکنید که "یک آخوند" جزو مقدسات است! بی خدایی حالتی بسیار کلی است. با بی خدایی به جنگ جهل در تمام دنیا و همهء ادیان میروی و بنظر من این یک مبارزهء متمرکز نیست و هیچگونه برد و پیروزی در ایران ندارد.
من فکر میکنم برای روشنگری در ایران عزیز باید روی افکار پوسیدهء 1400 سال پیش که هنوز متداول هستند؛ بخصوص "شیعه گری" که مشکل فعلی ملت ایران است، تمرکز کرد. فراموش نکنید که اگر روشنفکران اروپا کسانی مثل آقای ريچارد داوكينز- ریچارد فاینمن- کارل مارکس- آلبر کامو- زیگموند فروید- برتراند راسل- ژان پل سارتر- سیمون دوبوار و ...... هستند و این قشر برای دنیا تولید اندیشه و خِرد میکنند؛ در عوض روشنفکران ما شیعیان متعصب نظیر: شریعتی ها -دکتر سازگارا - اکبر گنجی- خاتمی- علی رضا نوریزاده- مسعود بهنود - صادق زیبا کلام - آیت الله کدیور - آیت الله منتظری و..... هستند! فراموش نکنید که اروپا دوران سیاه قرون وسطی را پشت سر گذاشت و از رنسانس گذر کرد. در حال حاضر مشکل ملت ما انتظار برای ظهور مهدی و شعبانیه و فاطمیه و حسینیه و زنجیز زنی و قمه زنی و ماه محرم ( همراه با همهء اعتقادات و ..).... این اراجیف است نه رد کردن خدا! بنظر من پله پله باید جلو رفت. ذهن پوسیدهء شیعیان هنوز ظرفیت درک کردن تناقضات و دروغهای قرآن و محمد و ... ندارد چه رسد به رد کردن خدا. شیعیان بیشتر مهدی - علی - حسین - رضا - زینب - فاطمه و دیگر مرده های تاریخ اسلام را قبول دارند و میپرستند تا " وجود خدا را"! جنس مذهب شیعیان با دیگر ادیان و مذاهب فرق دارد. در یک مبارزه اگر از حریف شناخت نداشته باشید احتمال شکست بسیار بالا میرود و در نهایت در این مبارزه حتی امکان دارد جواب معکوس بگیرید!

۱۹ مرداد ۱۳۸۸

دین چه نقشی در حکومت بعدی خواهد داشت؟

یک نکتهء بسیار مهم که معمولاً مردم ما را به اشتباه می اندازد، مقایسهء ایران و کشور سکولار ترکیه است. اکثریت ملت ایران دوست دارند که حکومتی مانند ترکیه داشته باشند که همهء ادیان در آن آزاد باشند و در راس آن اسلام نظارتش را بر عموم مردم از دست ندهد. این غیر ممکن است. کشور ترکیه بیش از 100 سال است که روی این مسئله تمرین میکند. و همین دین اسلام، هنوز که هنوزه باعث عقب ماندگی ملت ترکیه شده است. ملت ایران پتانسیل یک جهش بزرگ را دارند. ملتی نیستند که 100 سال درجا بزنند. ما 30 سال تجربهء یک حکومت اسلامی را داشته ایم. ما حداقل 30 سال تجربهء دخالت عقاید و تئوریهای اسلامی را در زندگی شخصی مان داشته ایم.
ماحداقل 30 سال تجربه کردیم که خانهء مان را بر هیچ نگه داریم و با هیچ زندگی کنیم و این در شرایطی بود که همه چیز داشتیم! ما فهمیدیم که در آینده کسی نخواهد آمد، و هیچ کس دست ما را نخواهد گرفت مگر اینکه خودمان به خودمان کمک کنیم. ما آموختیم که باید دست از توهم یک نام ( حضرت مهدی) برداریم که این نام برای پُر کردن جیب آخوندهای شیعه است! و بر اندیشه و خِرد و عقل تکیه کنیم و قدر دانشمندان و دگر اندیشانمان را بدانیم. ما بیش از 100 سال به دین و مذهب در این مملکت فرصت دادیم. برای حکومت بعدی دین باید فراموش شود. بخصوص اسلام. این جمله رو به یادگار از من داشته باشید:
یک پا ممبری، یک آخوند می خواهد و یک آخوند می تواند در دراز مدت بشریت را به تباهی بکشاند.
لابد بعضی ها می گویند: اگر من یا خانواده ام بخواهند مسلمان باشند و یا شیعه باشند و یا نماز بخوانند و... در حکومت بعدی باید اعدام شوند؟ یا باید سرکوب شوند؟ آیا این دموکراسی است؟!من چند سوال از این اشخاص دارم:
1- آیا میدانید که مساجدی که ساخته شده عمدتاً پا پول ملت ایران و از خزانهء دولت بوده؟
2- آیا میدانید حوضه های علمیه با پول ملت ( من و تو) سر پا ایستاده اند و همهء هزینه هایشان ( بعلاوهء دزدی هایی که در این راه می شود!) از جیب ما برداشته میشود؟3- آیا میدانید که آخوندها حقوق دولتی دارند؟
4- آیا میدانید که هیچ کدام از این موردهای دینی و مذهبی بازدهء اقتصادی ندارند و صرفاً نابودی پول و اقتصاد را به همراه دارند؟دلیل: هیچ کدام مالیات نمی دهند!
5- مساجدی که در زمان شاه ساخته شد، اکثراً مساجدی با قدمت تاریخی بودند. مکان های مذهبی بعد از انقلاب عمدتاً در مکانهای مصادره ای ساخته شدند یا اینکه بودجهء دولتی داشتند!
6- اگر دولت ( هر دولتی) بخواهد از مساجد و کلیساها و کنیسا ها و ... مالیات بگیرد ایرانیان کسانی نیستند که ماه به ماه به مسجد سر محل پول نقد بدهند. ( هرکسی میداند، فکر کنم 30 سال حماقت کافی باشد!). اگر همهء این موارد را کنار هم بگذارید خواه نا خواه متوجه خواهید شد که اسلام و کلاً دین جایی در ایران ندارد. نیاز ملت ما در این برهه از زمان چیست؟ "دین" یا پیشرفت به جلو.
همین کلمهء "خمس" که شیعیان بصورت مالیات پرداخت می کنند فلسفه اش برای نگه داشتن حکومت اسلامی است. یعنی مخارج دستگاه حکومت اسلامی و گردانندگان این دستگاه از آن تأمین می‌شود. دوستان عزیزی که پایتان را در یک کفش می کنید و در شرایطی که کشور عزیزمان ایران دارد چوب این دین متحجر را می خورد از اسلام طرفداری میکنید، چگونه می توانید با وجدان خودتان کنار بیایید و این همه کمی و کاستی و نقص و خیانت این دین و مذهب را در امور مردم کشورتان نبینید؟!

۱۸ مرداد ۱۳۸۸

جديدترين پاسخ‌هاي آيت الله سيستاني به استفتائات در مورد ولايت فقيه

متن اين استفتائات كه در سايت رسمي آيت الله سيستاني منتشر شده، به شرح ذيل است:

سؤال: نظر معظم له درباره ولايت فقيه چيست؟

جواب: ولايت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبيه خوانده می شود برای هر فقيهی که جامع شرايط تقليد باشد ثابت است . و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقيه و هم در شرايط به کار بستن ولايت امور ديگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنين.

سؤال: آيا ولايت فقيه تحقيقي است يا تقليدي ؟
جواب: تقليدي است.

سؤال: می خواستم بدانم اگر حکم مرجع تقليدی با حکم ولی فقيه فرق داشت مقلد بايد از کدام اطاعت کند؟
جواب: حکم کسی ولايت شرعی دارد در امور عامّه ه نظام جامعه و معاش مردم بر آن مبتنی است بر همه نافذ است حتی بر مجتهدين ديگر مگر اينکه علم به خطا بودن آن يا مخالفتش با آنچه از کتاب و سنت قطعاً ثابت شده داشته باشد .

سؤال: نظر شما راجع به شخص ولايت فقيه چيست؟
جواب: ولايت در آن چه - به اصطلاح فقها - امور حسبيه خوانده می شود برای هر فقيهی که جامع شرايط تقليد باشد ثابت است. و اما در امور عامه که نظم جامعه اسلامی بر آنها متوقف است هم در شخص فقيه و هم در شرايط به کار بستن ولايت امور ديگری معتبر است از جمله مقبول بودن نزد عامه مؤمنين

"""""""""""""""
ای جونت بیاد بالا می مردی اگر زودتر حرف میزدی؟ الان هم هیچ چیز نمی گفتی سنگین تر بودی. هر کدومتون یک چیز میگین با این اسلام من درآوردی تون!

من از مردن خسته ام!


"درد من بی کسی است
خاک ایران که نیست
ذره ای بی ثمر در نهایتم"


دیروز سالگرد شهادت فریدون فرخزاد بود و من فراموش کرده بودم! با اینکه سن و سالم به روزهای اوج هنر این مرد بزرگ نمیرسه، اما همیشه فکر میکنم فریدون فرخزاد هم جزء کسانی است که در زمان نمی گنجد و متعلق به همهء دورانها است.
از دوران کودکی با ترانه های فریدون زندگی کردم و همیشه از سبک موزیکش لذت میبردم. از رک بودنش و طنزهایی که گاه نیش آن تا مغز و استخوان مخاطبش فرو می رفت و مخالفُ موافق رو از خنده روده بر میکرد.
فریدون فرخزاد متولد 15 مهر 1317 در تهران بود که تا این زمان مسلط ترین و با سواد ترین و مجلس گردان ترین شومن تاریخ ایران است. او خواننده و بازیگر و شاعر بود و از همه مهم تر مسئولیتی را که به عنوان مبارزه با جهل و نادانی بر عهده گرفته بود بر ارزشهای انسانیش افزود تا هم اکنون از او اسطوره ای در ذهن ها باقی بماند.
در پنجشنبه ساعت يازده شب، 16 مرداد 1371 6 اوت 1992، در شهر بن آلمان درمحل سكونتش ماموران جمهوری اسلامی با 20 ضربهء کارد او را به شهادت رساندند.
یادش گرامی با
د.

فرخزاد:
برای ملتم می ایستم. سینه ام را سپر می کنم!
در مقابل مذهب، ملیت رو قرار میدیم.
در مقابل الله اکبر، زنده باد ایران رو میذاریم.
در مقابل عاشورا و تاسوعا ،عید نوروز رو میذاریم.
از یه پاسپورت چُسکی اینها نترسید که بهتون میدن یا نمیدن!
خمینی نتونست از پس زبون من بر بیاد!
یک روزی ملت ما آزاد میشه و این روز زیاد دور نیست.
فرهنگ همیشه غالب میشه بر زور و ستم و قلدری.
آمریکائی ها چراغ سبز دادند که روح الله خمینی بر جان و مال و ناموس من و شما غالب بشه. انگلیسها هم به اونها کمک کردند.

اولاً که شبتون بخیر،اگر نوروز بود به شما می گفتم که عید شما مبارک. ولی هنوز مونده دیگه چند روزی. ولی فرقی نمی کنه. بهر جهت در یکی از این سالها، سال مبارک خواهد شد واوضاع جوردیگری خواهد شد.طبیعیه. طبیعیه، دنیا نه اون جوری که بوده مونده، نه این جوری که هست می مونه، نه اون جوری که بعد خواهد شد خواهد موند.همه چیز در حال تغییر و تحوله. من هم در حال تغییر وتحول هستم. چهار سال قبل برای اولین و آخرین بار به لندن اومدم روی صحنه. البته این همه جمعیت نبود.اون موقع سالن ما کوچکتر بود و حرفهائی که من میزدم به دل همه نمی نشست من برنامۀ سیاسی اجرا می کردم به اتفاق سعید. اگر یادتون باشه. خُب، مردم زیاد علاقمند به این مسائل نبودند. خیلی زیاد می گفتند که: «ای بابا اصلاً بتو چه؟ به ما چه؟ خوب چکارداری به این کارها؟!» از لُس آنجلس دیشب یه فیلم دیدم (از) یک آقای کمدین که خیلی دوست دارن مردم را به خندونن. ولی من گریه ام گرفت از این همه ابله بودن آدمها که اسم خودشون را هم هنرمند میگذارند که می گفتش که بعله یک نفر نوار من رو پخش می کرد که: سرباز،سرباز فلاًن. بعد هم از دهن خمینی این حرف میاد بیرون بتو چه؟ تو برو شب بود بیابان بودِت روبخون! نه، راست میگن. اونا که اونجا هستن واقعاً این طور فکر می کنند. بمن چه؟ بشما چه؟ فقط به اونا مربوطه که در زندگی خودشون غوطه ور باشند و درهزاران کیلومتر دور از ایران در عالم خیال دارند ایران رو دوباره می گیرند! البته می گیرند!،همون جور که عمه شون ایران رو ازدست داد،خودشون ایران را دو باره می گیرند! ولی مسائلی که من اون زمان مطرح می کردم مسائلی بود که از دلم بیرون می اومد. مسائلی بود که صادقانه با مردم ایران در میان می گذاشتم و مسائلی که امشب مطرح می کنم همون مسائل هستند...ما درسته که نوروز رو جشن می گیریم، پای کوبی هم می کنیم، رقص هم می کنیم،آواز هم می خونیم،همه کار میکنیم، هرچی میگن درست میگن. ولی اون آدمی که اهل منطق و فکر و سیاست است، واجتماع رو می شناسه، می دونه که همیشه در هر کشوری در مقابل مذهب - نمی گم مذهب بد یا مذهب خوب،مذهب هم به خودی خود بد نیست ما هستیم که همه چیز رو بد می کنیم - در مقابل مذهب، ملیت رو قرار میدیم. در مقابل الله اکبر، زنده باد ایران رو میذاریم، در مقابل عاشورا وتاسوعا ،عید نوروز رو میذاریم، چهارشنبه سوری (را می گذاریم). این دیگه طبیعت بشره که این جوری مقاومت ملی بکنه، ونه به پایکوبی ربطی داره، نه بفساد اخلاق ربطی داره. گر حکم شود که مست گیرند در شهرهرآنچه هست گیرند...

جهان اسلام!

اینقدر مسلمانان "نرم "را بزرگ نکنید! اینها همان شریعتی مسلکانی هستند که دنباله هایی مثل خمینی و خامنه ای دارند! مسلمانان انسانهای خودخواه و یکی یک دانه اند که در تمام زمانها و مکانها باید در گُل جا بنشینند هر کاری که خواستند بکنند، هر چه که خواستند بگویند، اما کسی نازک تر از گل به آنها نگوید! شما فکر میکنید براندازی ظلم تا زمانی که شیعیان منتظر مهدی هستند اجرا شدنی است؟ لطف بفرمایید و صحبتهای آقای کدیور را که یکی از تئوریسین های اسلام مدرن است را بخوانید. ایشان می فرمایند:
http://balatarin.com/permlink/2009/7/26/1675115

. دانشگاه جرج میسن، ویرجینیا، یکشنبه 4 مرداد 1388.
کدیور: .....مرحوم آیت الله خمینی در آغاز انقلاب می گفت: " من دولت تعیین می کنم. من به پشتوانه این ملت توی دهن این دولت می زنم." بعد از سی سال سخن متضادی می شنویم. انگار می گویند "من دولت تعیین می کنم. من به اعتبار این دولت توی دهن این ملت می زنم." ببنید فاصله از کجاست تا به کجا. رهبر یک انقلاب مردمی می گفت این دولت غیرقانونی است. من به پشتوانه این ملت دولت تعیین می کنم. ........
ایشان هنوز قبول ندارند که خمینی یک جنایتکار روانی بوده!!!!!! اگر خمینی الان جای خامنه ای بود چه بسا که از این جلاد سبقت میگرفت. به راستی آیا باید به خمینی گفت " مرحوم"؟.
http://balatarin.com/permlink/2009/8/8/1695179
در آخر فکر میکنم که 30 سال فرصت برای حقانیت اسلام و امتحان این دین در ایران کافی باشد. چه مدرن و چه سنتی!

۸ مرداد ۱۳۸۸

آیندهء جنبش را چطور می بینید؟

در رابطه با آیندهء این جنبش من فکر می کنم:
یا دولت جمهوری اسلامی عقب نشینی میکنه و تسلیم میشه؛ یا به راه خودش ادامه میده و ملت رو میکشه. راه وسط وجود نداره.
الف-معذرت خواهی دولت و عزل احمدی نژاد برابر است با سرنگونی رژیم. و نابودی خامنه ای.
ب- کشت و کشتار مردم؛ برابر است با از دست دادن وجهه دولت جمهوری اسلامی در جهان و محکم تر کردن پیوندهای مردمی و مقاوم تر شدن ملت و سخت تر شدن مبارزات با اعتصابات کارگری و نافرمانی های مدنی و .......
شما چی فکر می کنید؟

هویت یک جان باخته دیگر فاش شد


جزئیات قتل امیر حسین طوفان پور

• امیر حسین طوفان پور، متولد ۱۳۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز ۲۵ مرداد در حوالی میدان آزادی کشته شد ...


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۷ مرداد ۱٣٨٨ - ۲۹ ژوئيه ۲۰۰۹


کمپین بین المللی دفاع از حقوق بشر در ایران، در یک اطلاعیه ی مطبوعاتی، جزئیات قتل یکی دیگر از جان باختکان راه آزادی را منتشر کرده است.
امیر حسین طوفان پور، متولد ۱٣۵۶، دارای یک دختر هفت ساله روز دوشنبه بیست و پنج خرداد (۲۵/٣/٨٨) همراه با برادر دیگرش به حوالی میدان آزادی بودند. حدود ساعت بیست و سی دقیقه شب به بعد با دیدن درگیری و شلوغی در بخشی از خیابان از برادر که سوار بر موتور بود جدا می شود تا نزدیک تجمع شود و خبری به دست بیاورد، ولی دیگر برنمی گردد. برادر که نزدیک صحنه بود با دیدن تیراندازی با موتور دور می شود و در جای دیگری منتظر می ماند ولی از امیرحسین خبری نمی شود. به خانه می آید و به همراهش زنگ می زند؛ جوابی نمی شنود تا اواخر شب که فرد ناشناسی به منزل مادرش زنگ می زند و به مادر منتظر او می گوید که دست امیر حسین تیر خورده و او را به بیمارستان حضرت رسول برده اند.
مادر و دیگر نزدیکان آن شب و روزهای دیگر بیمارستان ها را به دنبال او می گردند و خبری به دست نمی آورند. روز جمعه بیست و نه خرداد (۲۹/٣/٨٨) با ناامیدی به پزشک قانونی در کهریزک مراجعه می کنند و عکس او را در کامپیوتر کشته ها می بینند و با دیدن جنازه تلاش شان بی ثمر پایان می گیرد.
ابتدا برای دادن جنازه دادگاه انقلاب زمزمه هایی از گرفتن حق تیر از ده میلیون تا پنچ میلیون می کنند که تلاش های مادرش ظاهرا ثابت می کند که او فردی کاملا عادی و غیرسیاسی بوده و دادن تاوان را منتفی می کنند. البته با این تعهد که هیچ گونه مراسمی در منزل یا مسجد برگزار نشود؛ جنازه تحویل خانواده داده می شود. جراحات جنازه شامل: تیرخوردگی ساق دست، پهلو و کمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند. و شکستگی کامل بازویی که تیر خورده بوده است. روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.
امیر حسین روز یکشنبه (٣۱/٣/٨٨) در قطعه ۲٣٣ بهشت زهرا ردیف ۱۵۲ شماره ٣۴ به خاک سپرده شد و مراجع قضایی به خانواده به ویژه مادرش قول دادند که به جرایم قاتل یا قاتلین رسیدگی می کنند. و آن ها فقط از طریق قانون پیگیر ماجرا باشند که حتی شاید دیه هم به او تعلق بگیرد.
مادر امیرحسین از آن روز تا به حال صبح ها قبل از باز شدن درب بهشت زهرا بر سر گور او حاضر است و عصرها یک بار دیگر؛ در یک روز دو بار به آن جا می رود.
هیچ کس از چگونگی صحیح کشته شدن او چیزی نمی داند . همه چیز بر اساس حدسیاتی است که از روی جنازه گرفته شده . آنچه مسلم است او بعد از تیر خوردن زنده بوده و صحبت می کرده و گوشی همراهش را به فردی داده و پیغام زنگ زدن به مادرش را رسانده. او کشته شد و نامش را هیچ مرجع و محکمه ای دادخواهی نکرد. اما امید نزدیکان و حق جویان خلاف این است.

۷ مرداد ۱۳۸۸

معمای شمارهء 5

و اما معمای این هفته:
هدف خ.ر از حرکات زیر چیست؟
1- سکس از نوع همجنسگرایی
2- رهبر خجالت بکش؛ شلوار رو بالا بکش
3- سکس پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند
4- هر چهار گزینه



اسلام به جایی رسیده است که به ملت بطری فرو میکند!


1-ما حکومت اسلامی ایی را که به ملت ایران بطری فرو میکند و به زندانیانش اعم از زن و مرد و پیرمرد و ... تجاوز جنسی میکند نمی خواهیم و باید سرنگون شود.
2- هیچ مسئولی در این حکومت دلسوز ملت نبوده و نیست چون وقتی ملت همهء حقایق را می دانند؛ مسئولین بی خبرند؟
3- با این همه فساد و تباهی سیستم حکومتی؛ اصلاحات یعنی سرنگونی.

شهید وطن، امیر جاویدی فر




مرغ سحر ناله سر کن

داغ مرا تازه تر کن

ز آه شرر بار ، این قفس را

بر شکن و زیر زبر کن

بلبل پر بسته ز کنج قفس درا

نغمه آزادی نوع بشر سرا

وزنفسی عرصه این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم ، جور صیّاد

آشیانم ، داده بر باد

ای خدا ، ای فلک ، ای طبیعت

شام تاریک ما را سحر کن !

نو بهار است ، گل به بار است

ابر چشمم ، ژاله بار است

این قفس ، چون دلم ، تنگ و تار است .

شعله فکن در قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین !

جانب عاشق نگه ای تازه گل ، از این

بیشتر کن ! بیشتر کن ! بیشتر کن !

مرغ بیدل ، شرح هجران ،

مختصر ، مختصر کن !

آخرین عکس شهید بعد از آزادی از شکنجه گاه مخوف کهریزک

۶ مرداد ۱۳۸۸

ليست شهدای شناسايی شده

ليست شهدای شناسايی شده اعتراضات انتخاباتی به ۶۶ نفر رسيد

اسامی شهدای شناسايی شده اخير

به روز شده : جمعه ١٧ جولای ٢٠٠٩

در جريان خيزش انقلابی مردم در ايران نيروهای سركوبگر رژيم جنايتكار اسلامی به وحشيانه ترين شكلی دست به قتل عام مردم چه در خيابانها و چه در بازداشتگاهها زدند. كشتار مردم معترض و به تنگ آمده از حكومت اسلامی به ويژه بعد از سخنرانی علی خامنه ای ولی فقیه رژيم در ٢٩ خردادماه كه رسما فرمان سركوب خونين اعتراضات مردم را صادر كرد، ابعاد به مراتب گسترده تری يافت. بر اساس گزارشات تكميلی رسيده بخش زيادی از جان باختگان در روزهای بعد از ٢٩ خردادتوسط نيروهای نظامی جمهوری اسلامی به قتل رسيده اند. جمهوری اسلامی در عين حال به طور وسيع و سازمان يافته تلاش ميكند افكار عمومی ايران و جهان را از ميزان قربانيان جنايت شان بی اطلاع سازد. طبق گزارشات رسيده ماموران نظامی جمهوری اسلامی با مراجعه به بيمارستانها و هر جايی كه امكان نگهداشتن زخمی ها و كشته ها بود بزور آنها را ربوده و در موارد زيادی خود به خاك ميسپردند. از سوی ديگر رفتار مامورين سركوبگر باخانواده ها ی جانباختگان را ه آزادی تماما غير انسانی و توهين آميز بود. مامورين وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی با تحت فشار قرار دادن خانواده های قربانيان رويدادهای اخير، تنها با قيد تعهد و شروط تعيين شده توسط مقامات جمهوری اسلامی حاضر به تحويل دادن اجساد عزيزان شان ميشدند. بخشی از شروطی كه مامورين وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زير می ياشد:
مامورين وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بكار می برند تا از انتشار اسامی و عكس جان باختگان جلوگيری كنند. آنها حداكثر فشار را بر روی خانواده های قربانيان بكار می برند تا بتوانند جنايت مرتكب شده را بپوشانند و مردم ايران و جهانيان و بخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن بی اطلاع بمانند. عليرغم تهديدات و فشارهای مامورين وزارت اطلاعات اسامی اين اسامی تاكنون به همت برخی از خانواده ها و فعالين دفاع از آزادی و حقوق انسانی تهیه شده است.
بخشی از شروطی كه مامورين وزارت اطلاعات در تعهد ها نوشته اند به قرار زير می ياشد:

١- مراسم بی سر و صدا و فقط با حضور افراد نزديك خانواده صورت بگيرد
٢- در مراسم هيچ گونه شعار و تبليغ علیه حكومت و سخنرانی انجام نشود.
٣- در مراسم و روی سنگ قبر علت مرگ نوشته نشود.

مامورين وزارت اطلاعات تلاش گسترده ای را بكار می برند تا از انتشار اسامی و عكس جان باختگان جلوگيری كنند. آنها حداكثر فشار را بر روی خانواده های قربانيان بكار می برند تا بتوانند جنايت مرتكب شده را بپوشانند و مردم ايران و جهانيان و بخصوص سازمانهای حقوق بشری از آن بی اطلاع بمانند

اسامی و اطلاعات بدست آمده از جان باختگان:
۱ - ندا صالحی آقا سلطان، در جريان اعتراضات مردمی در روز شنبه ٣٠ خرداد ١٣٨٨در محلھٔ امير آباد تهران (خيابان كارگر شمالی، تقاطع خيابان صالحی و كوچه خسروی) به ضرب گلوله كشته شد. انتشار فيلم كوتاهی از لحظات جان سپردن وی بازتابهای فراوانی در رسانه های جهان به دنبال داشت. محل دفن: بهشت زهرا قطعه ٢۵٧ رديف ۴١ شماره ٣٢

۲ - اشكان سهرابی، ١٨ ساله،دانش آموز(پشت كنكوری)، محل فوت : تقاطع بوستان سعدی و رودكی (سلسبيل). وی به گواه شاهدان توسط نيروهای لباس شخصی در حين تظاهرات علیه جمهوری اسلامی به ضرب گلوله به قتل رسيد.محل دفن: قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا رديف ۵٠ شماره ١٩
۳ - بهمن جنابی ٢٠ ساله، شاغل در مغازه نصب و تعميرات شوفاژ. وی به گواه شاهدان توسط نيروهای لباس شخصی در حين تظاهرات علیه جمهوری اسلامی به ضرب گلوله به قتل رسيد.
۴ - حسين طهماسبی جوان ٢۵ ساله می باشد كه در جريان تجمعات اعتراضی روز دوشنبه ٢۵ خرداد ماه در خيابان نوبهار كرمانشاه مورد حمله ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به قتل رسيده است. حسين طهماسبی بر اثر ضربات متعدد باتوم و اصابت اين ضربات به سر توسط نيروهای انتظامی جمهوری اسلامی كشته شد.. حسين به هيچيك از كانديداها رأی نداده بود و آن روز برای اعتراض به خفقان و يكی از دوستان حسين می گويد صدها تن از مردم از نزديك شاهد مرگ وی بودند. استبداد جمهوری اسلامی به خيابان آمده بود.

۵ - كيانوش آسا، دانشجوی كارشناسی ارشد رشته مهندسی شيمی در دانشگاه علم و صنعت ايران بود. او در جريان تظاهرات روز دوشنبه ٢۵ خرداد ١٣٨٨ در ميدان آزادی تهران ناپديد شد و روز ٣ تير ماه ١٣٨٨ در حاليكه تمام بدن او به علت ضربه های باتوم كبود شده بود، در سردخانه پزشكی قانونی تهران توسط خانواده اش شناسايی شد. پيكر كيانوش در شهر كرمانشاه به خاك سپرده شد. مراسمی به مناسبت يادبود اين جان باخته در دانشگاه علم و صنعت ايران در ٧ تير با وجود تهديد گسترده مسئولان دانشگاه و وزارت اطلاعات برگزار شد.

۶ - مهدی كرمی، مهدی كرمی ٢۵ ساله كه در ٢۵ خرداد در تقاطع جنت آباد وخيابان كاشانی در اثر اصابت گلوله به گلو.

۷ - مصطفی غنيان دانشجوی مهندسی دانشگاه شريف كه با تيراندازی نيروهای بسيج به قتل رسيد. دانشجوی مقطع كارشناسی ارشد دانشگاه تهران. شب دوشنبه ٢۵ خرداد كوی دانشگاه تهران. محل دفن: مشهد

۸ - ناصر امير نژاد (متولد: ١٣۶٢ - درگذشت: ٢۵ خرداد ١٣٨٨ ، تهران ) دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقيقات تهران در رشته هوا-فضا بود كه در جريان راهپيمايی مردم تهران در ميدان آزادی (در ابتدای خيابان محمد علی جناح در تيراندازی از ساختمان بسيج) در ٢۵ خرداد ١٣٨٨ كشته شد. پيكر اين دانشجو در ٢٩ خرداد ١٣٨٨ در ياسوج تشيع و به خاك سپرده شد.

۹ - محمد حسين برزگر ٢۵ ساله، ديپلم شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به سر در تاريخ چهارشنبه ٢٧ خرداد در ميدان هفت تير جان باخت و در يكشنبه ٣١ خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ٣٠٢ به خاك سپرده شد.

۱۰ - سيد رضا طباطبايی ٣٠ ساله ليسانس حسابداری ، كارمند به دليل اصابت گلوله به سر در ٣٠ خرداد در خيابان آذربايجان جان باخت و چهارشنبه ٣ تيربعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد.

۱۱ - ايمان هاشمی ٢٧ ساله شغل آزاد به دليل اصابت گلوله به چشم شنبه ٣٠ خرداد در خيابان آزادی جان باخت و چهارشنبه ٣ تير در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد.

۱۲ - پريسا كلی ٢۵ ساله فارغ التحصيل رشته ادبيات به دليل اصابت گلوله به گردن در يكشنبه ٣١ خرداد در بلوار كشاورز جان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۵٩ به خاك سپرده شد

۱۳ - محسن حدادی ٢۴ ساله طراح برنامه های كامپيوتری شنبه ٣٠ خرداد به دليل اصابت گلوله بر پيشانی در خيابان نصرت جان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۶٢ به خاك سپرده شد.
۱۴ - محمد نيكزادی ٢٢ ساله فارغ التحصيل عمران در سه شنبه ٢۶ خرداد به دليل اصابت گلوله به سينه در ميدان ونك جان باخت و شنبه ٣٠ خرداد در قطعه ٢۵٧ به خاك سپرده شد.

۱۵ - علی شاهدی ٢۴ ساله بعد از دستگيری و انتقال به كلانتری در تهرانپارس يكشنبه ٣١ خرداد به دلايل نامعلوم در كلانتری جان باخت پزشكی قانونی علت مرگ وی را نامشخص اعلام كرده اما خانواده وی معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتری جان باخته است. وی ۴ تيردر قطعه ٢۵٧ به خاك سپرده شد.

۱۶ - واحد اكبری ٣۴ ساله شغل ازاد و متاهل دارای يك دختر ٣ ساله در شنبه ٣٠ خرداد به دليل اصابت گلوله به پهلو در خيابان ونك جان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۶١ به خاك سپرده شد.

۱۷ - ابوالفضل عبدالهی ٢١ ساله فوق ديپلم برق ٣٠ خرداد در مقابل دانشگاه صنعتی شريف به دليل اصابت گلوله به پشت سرجان باخت و سه شنبه ٢ تير در قطعه ٢۴٨ به خاك سپرده شد.

۱۸ - سالار طهماسبی ٢٧ ساله دانشجوی كارشناسی مديريت بازرگانی رشت شنبه ٣٠ خرداد در خيابان جمهوری به دليل اصابت گلوله به پيشانی جان باخت ودوشنبه ٢ تير در قطعه ٢۵۴ به خاك سپرده شد.

۱۹ - فهيمه سلحشور ٢۵ ساله ديپلم يكشنبه ٢۴ خرداد به دليل اصابت باتوم به سر و خونريزی داخلی در ميدان ولی عصر بعد از انتقال به بيمارستان در تاريخ ٢۵ خرداد جان باخت و ٢٧ خرداد در قطعه ٢۶۶ به خاك سپرده شد.

۲۰ - وحيد رضا طباطبايی ٢٩ ساله ليسانس زبان انگليسی چهارشنبه ٣ تير در بهارستان به دليل اصابت گلوله به سر جان باخت و ۶ تير در قطعه ٣٠٨ به خاك سپرده شد.

۲۱ - فرزاد جشنی جوانی ايلامی فرزند سيد جعفر، اهل شهرستان آبدانان ايلام، كه برای امرار معاش در تهران به سر می برده است، در اثر حمله ی نيروهای رژيم جان خود را از دست داد. پيكر فرزاد با تدابير امنيتی و با جلوگيری از اطلاع رسانی، در ١٩ ماه ژوئن، در شهر آبدانان به خاك سپرده شد .

۲۲ - شلير خِضری، دانشجو، اهل شهر پيرانشهر، روز ١۶ ماه ژوئن، به هنگام حمله و يورش نيروهای رژيم به دانشگاه تهران، جان خود را از دست داده است. پيكر شلير در شهر پيرانشهر، از سوی خانواده اش به خاك سپرده می شود.

۲۳ - يعقوب بروایه، دانشجوی كارشناسی ارشد رشته تئاتر در دانشكده هنر ومعماری دانشگاه تهران، روز چهارم تير ماه توسط نيروهای بسيج از بام مسجد لولاگر مورد اصابت گلوله قرار گرفت، از ناحیه سر مجروح شد و بلافاصله توسط دوستانش به بيمارستان لقمان انتقال يافت اما به رغم تلاش پزشكان برای جان وی، در نهايت دچار مرگ مغزی
شد و به شهادت رسيد. يعقوب بروایه فرزند دوم يك خانواده پنج نفری و اهل اهواز بود. وی متولد تيرماه ١٣۶١ بوده و در هنگام مرگ تنها ٢٧ سال سن داشت.به نوشته برخی سايت های خبری يعقوب بروایه كه در كنترل كامل مامورين تحت مداوا قرار داشت، از اين حادثه جان سالم به در نبرد. او تنها دقايقی پيش از مرگ چشم گشود، دستان مادرش را گرفت و زير لب گفت: مادر من برای آزادی كشته شدم.... و چشم فروبست. گفته ميشود ماموران امنيتی پيكر بی جان يعقوب را تحويل گرفتند و به محل نامعلومی بردند و سرانجام بعد از ٤٨ ساعت به خانواده او اطلاع دادند جسد يعقوب به خاك سپرده شده است. ماموران از خانواده او تعهد گرفته اند كه از هرگونه اطلاع رسانی و برگزاری مراسم برای او خودداری كنند.

۲۴ - كاوه علی پور، ١٩ ساله، شنبه ٣٠ خردادماه در تهران به قتل رسيد. بنا به گزارش وال استريت ژورنال: حكومت برای پس دادن جنازه كاوه علی پور معادل ٣٠٠٠ دلار پول گلوله از خانواده اش خواسته است!

۲۵ - سعيد عباسی فر گلچی، ٢۴ ساله، فروشنده كيف و كفش، كسبه ساكن خيابان رودكی (سرسبيل)، مجرد، هويت يكی ديگر از جان باختگان اعتراضات روز شنبه در تهران است. سعيد در خيابان رودكی تقاطع بوستان سعدی مقابل بانك پاسارگاد مورد اثابت گلوله قرار گرفته و جان ميسپارد. وی كارگر كفش آرام در خيابان رودكی جنوب خيابان دامپزشكی بوده است ويدئويی از پيكر بی جان وی را اينجا مشاهده نماييد. در ٢٠ جون در خيابان رودكی به قتل رسید.

۲۶ - مبينا احترامی، دانشجوی بهبهانی دانشگاه تهران در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داد. بهبهان شنبه ٣٠ خرداد در سوگ مبينا نشست و خانواده داغدارش را ياری نمود. مادر مبينا ديروز در ميان ضجه هايی جانسوز گناه كشته شدن عزيز خود را از مسئولان می پرسيد و از مردم می خواست نگذارند خون عزيزش اينگونه پايمال شود.. منبع دفتر تحكيم وحدت

۲۷ - فاطمه براتی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را ازدست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجويان بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شدند. منبع دفتر تحكيم وحدت

۲۸ - كسری شرفی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته جان خود را از دست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجو بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شده است. منبع دفتر تحكيم وحدت

۲۹ - كامبيز شعاعی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و جان خود را از دست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجو بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شده است. منبع دفتر تحكيم وحدت

٣۰ - محسن ايمانی، در جريان حمله انصار حزب الله و لباس شخصی ها به كوی دانشگاه در شامگاه ٢۴ خرداد مورد حمله وضرب و شتم قرار گرفته و در اين بين جان خود را از دست داد. گفته ميشود پيكر اين دانشجو بدون اطلاع به خانواده ايشان و مخفيانه در گورستان بهشت زهرای تهران به خاك سپرده شده است. منبع دفتر تحكيم وحدت

٣۱ - فاطمه رجب پور ٣٨ ساله كه به اتفاق مادرش سرور برومند در جريان تيراندازی نيروهای نظامی به مردم در تاريخ خردادماه در خيابان محمدعلی جناح جان باخت. پدر فاطمه ابراهيم رجب پور می گويد: به كمر و گلوی زن و دخترم تير زده بودند. وقتی رسيديم هردو غرق خون بودند. تشخيص پزشكان اين است كه در همان لحظه اصابت گلوله كشته شده اند.
٣۲ - سرور برومند ۵٨ ساله كه به اتفاق دخترش فاطمه رجب پور در جريان تيراندازی نيروهای نظامی به مردم در تاريخ ٢۵ خردادماه در خيابان محمدعلی جناح جان باخت. همسرش ابراهيم رجب پور می گويد: به كمر و گلوی زن و دخترم تير زده بودند. وقتی رسيديم هردو غرق خون بودند. تشخيص پزشكان اين است كه در همان لحظه اصابت گلوله كشته شده اند.

٣٣ - عليرضا افتخاری، ٢۴ ساله خبرنگار ابرار اقتصادی. جسد عليرضا افتخاری، كه در جريان جنبش اخير مفقود شده بود؛ بعد از ٢۵ روز بی اطلاعی خانواده اش؛ روز دوشنبه ٢٢ تير تحويل خانواده اش داده شده است.

۳۴ - احمد نعيم آبادی، او توسط قاتلان گردان ١١٧ عاشورا در ميدان آزادی به ضرب گلوله به قتل رسيد و جسد وی را روز ٣١ خرداد به خانواده اش تحويل دادند.

٣۵ - نادر ناصری، ٣٠ خردادماه در خيابان خوش جان باخت، محل دفن بابل

٣۶ - مسعود خسروی، در ٢۵ خردادماه در ميدان آزادی جان باخت، مدفون در بهشت زهرا

٣٧ - مسعود هاشم زاده، در ٣٠ خرداد ماه در تهران جان باخت، وی به همراه خانواده اش در منطقه ستارخان تهران زندگی ميكردند و در همان محل نيز توسط شليك مستقيم نيروهای نظامی جان باخت اما به علت اينكه به خانواده اجازه دفن در تهران را ندادند, خانواده مجبور به انتقال ايشان به روستای مادريشان در گيلان (روستای ولی آباد خشك بيجار) شدند.

٣٨ - ايمان نمازی دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران، ٢۵ خردادماه ، كوی دانشگاه

٣٩ - سالار قربانی پارام ، ٢٢ ساله، بود در تظاهراتهای اخير جان باخت.جمهوری اسلامی علت فوت را تصادف اعلام كرده است.پدر ايشان در ميدان انقلاب جنب بانك رفاه مغازه لباس فروشی دارد. در ميرداماد مراسمی برای بزرگداشت وی برگزار شد.

۴٠ - حسين طوفان پور درتظاهرات روز ٣٠ خرداد توسط نيروهای امنيتی در خيابان دستگير شد. بر اساس اظهارات شاهدان عينی مزدوران ابتدا به شدت با چماق به دستش ميزنند به شكلی كه دستش كاملا شكسته و از بدن آويزان ميشود.سپس با گلوله به سرش شليك كرده و اين جوان را در اين تظاهرات به قتل ميرسانند. محل دفن حسين درقطعه ٢٣٣ بهشت زهرا ثبت شده است .از خانواده طوفان پور ٢۴ ميليون تومان پول تير خواسته اند اما آنها قبول نكرده و به مزدوران گفته اند ما چنين پولی را پرداخت نميكنيم هر جا خودتون خواستيد دفن كنيد.

۴١ - تينا سودی، دانشجو، روز شنبه ٣٠ خرداد توسط گلوله ای در ميدان انقلاب به قتل ميرسد. اما ماموران مزدور به خانواده سودی گفته اند كه اگر می خواهيد جسدش را بگيريد بايد بگوئيد كه با مرگ طبيعی مرده است.

۴٢ - حسين اخترزند، يكی ازجانباختگان حوادث اخيردراصفهان، محله مسجد لنبان، فردی به نام ميباشدكه مجردبوده است ودرعين حال نان آورخانواده وخواهران وبرادرانش بوده است..

۴٣ - جعفر بروایه، استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوی مقطع دكترای دانشگاه تهران كه برای شركت در متحانات به تهران رفته بود ٢٨ جون، ٧ تير در تظاهرات ميدان بهارستان شركت ميكند واز ناحیه سرمورد اصابت يك گلوله قرار ميگيرد كه بعد از آن به يكی از بيمارستانها ی تهران منتقل وقبل از رسيدن به بيمارستان جان ميبازد. جسد وی توسط يكی از دوستان وی شناسايی وبه اهواز منتقل وتحويل خانواده وی شد. مراسم دفن جعفر در حضور نيروهای امنيتی رژيم انجام گرفت.

۴۴ - حميد مداح شورچه، دانشجو،ی همراه با گروهی در صحن مسجد گوهرشاد دست به تحصن زد كه توسط نيروهای امنيتی دستگير شد. او در مدت بازداشت تحت شكنجه قرار گرفت تا در روز آزادی وی به دليل شدت جراحات وارده جان سپرد.پزشكی قانونی علت مرگ وی را خونريزی مغزی اعلام كرده است.گفتنی است مراسم يادبود او روز يكشنبه ١۴ تير برگزار شد.

۴۵ - مريم مهر آذين ٢۴ ساله در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.

۴۶ - ميلاد يزدان پناه ٣٠ سال در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.

۴٧ - حامد بشارتی ٢۶ ساله در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.

۴٨ - بابك سپهر ٣۵ ساله در خيابان آزادی با شليك گلوله جان باخت.

۴٩ - ندا اسدی

۵٠ - امير كويری . فارغ التحصيل از دبيرستان تطبيقی تهران

۵١ - فرزاد هشتی

۵٢ - امير طوفانپور، (نيازمند تاييد)

۵٣ - محمد، ١٢ ساله، (نيازمند تاييد)

۵۴ - محرم چگينی قشلاقی فرزند ميرزا قلی ٣۴ ساله – قطعه ٢۵۶ بهشت زهرا رديف ١۴۶ شماره ١٣

۵۵ - محمد حسين فيضی فرزند غلامرضا ٢۶ ساله – قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا رديف ٣١ شماره ٢۵

۵۶ - رامين رمضانی فرزند مهدی ٢٢ ساله – قطعه ٢۵٧ بهشت زهرا رديف ۴۶ شماره ٣٢

۵٧ - سهراب اعرابی ١٩ ساله كه در زندان اوين زير شكنجه جان باخت. سهراب اعرابی ١٩ ساله سال آخر دبيرستان و آماده برای امتحان كنكور در جريان خيزش انقلابی خرداد در ٣٠ خرداد روز شنبه بازداشت و به مكان نامعلومی منتقل می شود . بعد از پيگيریهای پی در پی خانواده بخصوص مادرش متوجه می شوند كه وی در زندان اوين است, مادر اين جوان در روز سه شنبه ١۶ تير با گذاشتن كفالت در دادگاه انقلاب هر روز بعد از ظهر منتظر آزادی فرزند ش بود, با وجود اين كه اين مادر می دانست كه فرزندش در زندان اوين است ولی خيلی نگران بود و می گفت می ترسم بچه ام را بكشند. اين مادر عكسی از فرزندش تهیه كرده بود و به هر زندانی كه آزاد می شد عكس عزيزش را نشان می داد و از آنها می پرسيد كه آيا او را می شناسند و يا در زندان ديده اند؟ او می گفت به هر كجا و هر كسی مراجعه می كنم جواب نمی دهند و ميگويند صبر كن آزاد ميشود. اين مادر كارش از صبح تا شب جلو زندان ماندن شده بود تا اينكه يك دفعه از طرف قاضی مر تضوی خبر آمد كه سهراب اعرابی در زندان درگذشته است. خانواده اش را خبر كنيد تا جنازه فرزندشان را تحويل بگيرند.

۵٨ - داود صدری، ٢٧ ساله روز ٢۵ خرداد در جريان تظاهرات ميليونی مردم تهران تير خورده و به بيمارستان امام علی منتقل ميشود. روز شنبه ٣١ خرداد خانواده برای آوردن داود به خانه به بيمارستان رفته كه مطلع ميشوند فرزندشان درگذشته است. روز يكشنبه ١ تير در قبرستان بهشت شهدای ملارد دن ميشود. گزارش شده كه مقامات جمهوری اسلامی ٣۵٠ هزار تومن بابت پول تير و ۶ ميليون هم بابت تحويل تحويل جنازه از خانواده داود درخواست كرده اند. همچنين گزارشات حاكی از آن بوده كه به خانواده داود توصیه كرده اند كه اعلام كند داود بسيجی بوده و توسط مردم به قتل رسيده است.

۵٩ - آرمان استخری پور، ١٨ ساله از شيراز كه در درگيری های چند روز اخير(زمان مجروح شدن نامعلوم است) شيراز در محله ابيوردی مورد اصابت باتوم قرار گرفته و به كما رفته بود. او كه به منزل پيرزنی در حوالی درگيریها پناه برده بود روز دوشنبه ٢٢ تير جان باخت و پيكر اين عزيز جان باخته سه شنبه ٢٣ تير برابر با ١۴ جولای در دارالرحمه شيراز به خاك سپرده شد. گفتنی است كه پزشك آرمان علت مرگ وی را مرگ مغزی اعلام كرد.

۶٠ - سعيد اسماعيلی خان ببين، ٢٣ ساله كه بر اثر وارد شدن ضربه به سرش در حوادث تهران كشته شده است، در شهر خان ببين (استان گلستان) به خاك سپرده شده است. (جزئيات دقيق تر هنوز دريافت نشده است).

۶١ - مهرداد حيدری، روزنامه نگار مشهدی كشته شد ، مهرداد نقدهای تندی بر وزارت اطلاعات و نيروهای امنيتی در روز شنبه ٢٠ تير نوشته بود و نسبت به فشار بر جوانان برای اعتراف گيری اعتراضات شديدی كرده بود روز يكشنبه ٢١ تير به طرز مشكوكی در مشهد به قتل رسيد . به گزارش سايتهای انترنتی ، حيدری كه پيشتر در روزنامه خراسان فعاليت داشت بنا به دلايلی به هفته نامه نسيم مشهد رفت و در آن نشریه در محيطی استانی به نوشتن پرداخت . وی خرداد ماه ، با دعوت روزنامه خراسان رضوی به آن روزنامه رفت و در يادداشت های ثابت روزنامه حضوری فعال به هم رساند . مهرداد حيدری در آخرين يادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در كسب اطلاعاتی ساختگی ، اين وزرات خانه را محكوم به نداشتن اطلاعاتی كرد كه با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد .حيدری در اين يادداشت ضمن برشمردن نكات منفی جريانات اخير ايران ، آنها را دستمایه افرادی دانست كه هميشه حق به جانب گرفته و بر دفاع از مردم حكايت می كنند.

۶٢ - علی فتحعليان. محل جان باختن: روبروی مسجد لولاگرمحل سكونت: خيابان رودكی، خيابان شكوفه (خمسه).

۶٣ - ترانه موسوی، دختر جوانی كه در تجمع مسجد قبا توسط نيروهای لباس شخصی و بسيجی بازداشت شده بود پس از چند هفته بی خبری سرانجام پيدا شد. از ترانه جز جسد سوخته ای در حوالی قزوين چيزی باقی نمانده است و نيروی انتظامی خانواده او را با تهديد و ارعاب وادار به سكوت كرده اند. ترانه موسوی آخرين بار بنا بر شهادت چند بازداشتی ديگر، آخرين بار در مقر پايگاه بسيج در حين بازجويی ديده شده است. نيروی بسيجی پس از آن اين دختر جوان را از ديگر بازداشتيان جدا كردند و به او تجاوز جنسی كردند. ترانه موسوی چندين بار و توسط چندين بسيجی به وحشيانه ترين شكل ممكن مورد تجاوز قرار گرفت. بر اثر شدت جراحات وارده به رحم و مهبل بیهوش شد. بسيجيان كه ديدند كار به جای باريك كشيده است بدن نيمه جان او را به بيمارستان امام خمينی كرج بردند به اين اميد كه پارگی ی رحم و مهبل و مقعد او را به سانحه تصادف رانندگی نسبت دهند. در بيمارستان اما با معاينه پزشك معلوم می شود كه علت جراحات وارده نه سانحه تصادف بلكه تجاوز جنسی بوده است. نيروهای بسيجی كه به شدت سراسيمه و نگران شده بودند با مشورت و هماهنگی مقامات بالاتر خود پيكر نيمه جان و بیهوش ترانه را از بيمارستان خارج می كنند و به كلیه پرسنل بيمارستان دستور اكيد می دهند در اين باره سكوت كنند و با احدی صحبت نكنند. پرستاری كه نمی خواهد نامش فاش شود اما ترانه موسوی را بشناسايی می كند. نيروهای بسيجی او را به يكی از بيابانهای خلوت اطراف قزوين می‌برند. در همان حال كه بی هوش بوده مجدد به او تجاوز می كنند و بعد بر روی تن نيمه جانش بنزين ريخته و او را به آتش می كشند. به اميد اينكه كلیه آثار و نشانه های تجاوز را از بين ببرند.

۶۴ - حسن كاظمينی، پدر بزرگ وی به نام علی كاظمينی طی نامه سرگشاده ای به مطبعات نوشته است: چند روز قبل نوه ١٩ ساله ام حسن، به خيابان انقلاب رفت تا به همراه همفكرانش برعلیه حقی كه از كف داده بود، تظاهرات كند. در جمعی كه برای آن مجوز نداده بودند حاضرشد و عواملی به ادعای آنكه تجمع غيرقانونی است با جمعيت حاضر برخورد كردند و حسن ديگربه خانه برنگشت.

۶۵ - آقای معزز ٢٧ ساله يكی از جانباختگانی است كه در اعتراضات گسترده و خونين مردم تهران در ٣٠ خرداد ماه شركت كرده بود. او حوالی ميدان آزادی با اصابت گلوله به چشمش جان خود را فدای راه آزادی مردم ايران كرد.

۶۶ - محمد كامرانی، طبق گفته خانواده وی، محمد را در حاليكه تقريبا نيمه جان بوده و سراسر بدنش علائم باتوم و شكنجه بوده به تخت بيمارستان بسته بودند تا امكان فرار نداشته باشد . با تلاش خانواده بالاخره می توانند محمد را از بيمارستان لقمان مرخص و بلافاصله به بيمارستان مهر منتقل می كنند اما در آنجا پزشكان متخصص می گويند با توجه به اينكه عفونت تقريبا تمام بدن را فراگرفته اميدی در بهبود نيست و محمد ظرف كمتر از ٣ ساعت در تاريخ ٢۵ تير جان ميبازد.

كميته بين المللی علیه اعدام
٣ جولای

مکانهای تجمع 29 مرکز استان ، پنج شنبه ساعت 6 بعدازظهر


جولای 28, 2009

مکانهای تجمع پنج شنبه 8 مرداد ساعت 6 بعدازظهر :

شیراز : فلکه گاز (آلترناتیو اول بلوار ارم – آلترناتیو دوم فلکه نمازی )
مشهد : پارک ملت (آلترناتیو اول بلوار سجاد – آلترناتیو دوم فلکه احمد آباد)
اصفهان : سی و سه پل (آلترناتیو اول چهارراه نظر – آلترناتیو دوم میدان فیض)
تبریز : چهارراه آبرسان (آلترناتیو اول میدان دانشسرا – آبترناتیو دوم میدان قونقا )
گرگان : خیابان شالیکوبی ( آلترناتیو بلوار ناهارخوران )
اهواز : چهارراه نادری (آلترناتیو اول زیتون کارمندی – آلترناتیو دوم فلکه سوم کیانپارس)
ارومیه : میدان مرکزی (آلترناتیو خیابان خیام )
یزد : چهارراه دولت آباد (آلترناتیو میدان امیرچخماق)
بندرعباس : مقابل مجتمع ستاره جنوب (آلترناتیو میدان ولیعصر)
رشت : سه راه حاجی آباد (آلترناتیو اول پارک شهر ، آلترناتیو دوم میدان لاکانی)
بوشهر : میدان امام (آلترناتیو خیابان مطهری)
اراک : میدان باغ ملی (آلترناتیو دروازه تهران)
کرمانشاه : میدان جوانشیر (آلترناتیو چهارراه جوانشیر)
قم : میدان سعیدی (آلترناتیو میدان مطهری)
قزوین : میدان آزادی (آلترناتیو میدان عارف قزوینی)
اردبیل : چهارراه امام (آلترناتیو میدان آزادی)
همدان : میدان امام (آلترناتیو میدان بوعلی)
ایلام : میدان امام (آلترناتیو چهارراه جمهوری)
کرمان : میدان آزادی (آلترناتیو میدان باغ ملی)
خرم آباد : میدانآزادی (آلترناتیو پارک شریعتی)
سنندج : میدان اقبال ( آلترناتیو پارک استقلال)
بیرجند : میدان دوم رحیم آباد (آلترناتیو میدان اول)
بجنورد : روبروی مجتمع ارم (آلترناتیو چهارراه مخابرات)
ساری : سه راه قارن (آلترناتیو فلکه ساعت)
سمنان : میدان معلم (آلترناتیو میدان مطهری)
یاسوج : میدان هفت تیر (آلترناتیو پارک چمران)
زاهدان : پاساژ قائم (آلترناتیو میدان آزادی)
زنجان : سبزه میدان (آلترناتیو حسینیه اعظم)
شهرکرد : میدان فردوسی (آلترناتیو چهارراه بازار)

بازداشتگاه تعطيل شده بدستور آيت الله خامنه ای بازداشتگاه کهريزک است

چرا بازداشتگاه رو تعطیل کردی ؟ اصلاً این بازداشتگاه رو چرا باز کردین و چرا الان و در این شرایط تعطیل کردین؟ دلتون به رحم اومد؟ طاقت شنیدن ضجه ها و شیونهای مادران داغدار را نداشتید؟ یا دولت روسیه دستور داد؟
با عامرین و عاملین قتل مردم و شکنجه گرهای این باز داشتگاه چه کردید؟ به جای دیگری منتقل شدند تا ادامهء خدمت کنند؟ چرا نمیگذارید کسی از داخل این بازداشتگاه دیدن کند؟ چرا از کسانی که در این بازداشتگاه کشته شده اند و یا شکنجه شده اند صحبتی نمیکنید؟ چرا خانواده های آنها را به دادخواهی فرا نمی خوانید و گناهکاران و مجرمانی که مردم را سلاخی کردند را مجازات نمیکنید؟
کاظم جلالی، سخنگوی کميته ويژه مجلس شورای اسلامی برای تحقيق درباره بازداشت های اخير می گويد: بازداشتگاهی که آيت الله خامنه ای دستور تعطيلی آن را داده، بازداشتگاه کهريزک بوده که «استاندارد و شرايط لازم برای حفظ حقوق بازداشت شدگان را نداشته است.»
می خواستم بدانم: کجای جمهوری اسلامی استاندارد است و شرایط لازم را برای حفظ حقوق یک شهروند را دارد که زندانها و بازداشتگاه هایتان داشته باشد؟!
آقای خامنه ای. این حرکت شما نشان از ترس شما بود. شما رفتنی هستید و خود به خوبی میدانید که خیلی زود دیر شد.

آیا حمله عربها به ایران در 1400 سال پیش کار درستی بود یا خیر؟


همانطور که میدانید، بعد از مردن محمد پیامبر مسلمانان حکومت عربهای حجاز بدست عمر افتاد تا با سیاست و کیاست خود به اسلامی که تا آن زمان با حمله به قبایل عرب و یهودی و .... پول و مهمات جنگی و سربازان مجرب و آدم کش و وحشی در اختیار خود قرار داده بود، به کشورگشایی بپردازد و یک جهان واحد اسلامی بوجود بیارد.
حال در رابطه با اینکه عربهای متحجر و مسلمان 1400 سال پیش با اندیشهء محمدیسم به ایران حمله کردند یا نه؛ یک نکته اینجا وجود دارد که اگر این را به جنگهای صدر اسلام تعمیم بدهیم به یک مطلب میرسیم و آن اندیشه متحد و واحد همه عربهای صدر اسلام بود که در راس آن محمد قرار داشت. حالا به اینجا دقت کنید:
1-،محمد از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد، ابوبکر گفت تو مثل برادر من هستی( ببین چقدر خودش رو نزدیک میدونست به محمد) و محمد گفت: تو هم برادر من هستی اما حساب عایشه فرق میکند( محمد هم ابوبکر را برادر خود میدانست). پس ابوبکر عقد عایشه را که با کس دیگری بسته شده بود بهم زد و به عقد محمد در آورد.
2- حفصه یکی از زنان محمد دختر عمر بود، اگر عمر آدم جنایتکاری بود چطور محمد با دختر عمر ازدواج کرد؟!
3- اُم حبیبه، دختر ابو سفیان، خواهر معاویه همینطور یکی از زنان محمد بود. این وصلت معاویه را برادر زن محمد میکرد
4- علی دختر خود، اُم کلثوم را به زنی عمر داد
5- رقیه دختر محمد زن عثمان بود، پس از مرگ رقیه ، که گفته میشود بر اثر کتکهای عثمان مرد، محمد دختر دیگر خود را ( اُمکلثوم) به عقد عثمان در آورد. حالا از شما برادران و دوستان مسلمان ایرانی ام سوالی دارم:
با این وصلتهای تو در تو و پیچ در پیچ فکر میکنید که افکار محمد و ابوبکر و عمر و باقی این جلادان با هم متفاوت بود؟
من هزاران هزار دلیل دیگر برایتان می آورم که اندیشه حمله به ایران و دیگر ممالک از محمد نشأت گرفته بود و عربهای آن زمان به وصیت محمد گوش کردند و به ایران حمله کردند.
کافرها و مسلمانهای آن زمان هیچ فرقی باهم نمی کردند و یکی بودند . آنها دنبال پول و طلا و فرشهای گرانبهای ایران و ..... بودند.
بی صبرانه منتظر نظر شما در رابطه با این مطلب هستم. بزرگترین آرزوی من در حال حاضر این است که یک مسلمان با سواد من را متقاعد کند که :
1-محمد پیامبر اسلام، پایه گذار حمله به ایران نبوده است.
2- کسانی که به ایران در 1400 سال پیش حمله کردند مسلمان بوده اند یا کافر.
3-آیا کارشان درست بوده یا غلط؟ ( اگر کارشان اشتباه بود، ما الان دین خود را داشتیم؛ و اگر کارشان درست بوده، شما از یک نسل کُشی و هلوکاست در 1400 سال پیش تا کنون و در ابعادی بسیار وسیع حمایت میکنید.)

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
منابع:
1-،محمد از عایشه دختر ابوبکر خواستگاری کرد، ابوبکر گفت تو مثل برادر من هستی( ببین چقدر خودش رو نزدیک میدونست به محمد) و محمد گفت: تو هم برادر من هستی اما حساب عایشه فرق میکند( محمد هم ابوبکر را برادر خود میدانست). پس ابوبکر عقد عایشه را که با کس دیگری بسته شده بود بهم زد و به عقد محمد در آورد.(تاریخ طبری جلد چهارم صفحهء 1290 و 1291 و 1292

2- حفصه یکی از زنان محمد دختر عمر بود، اگر عمر آدم جنایتکاری بود چطور محمد با دختر عمر ازدواج کرد؟!
{{حفصه دختر عمر بن الخطاب، (متولد سال پنجم پیش از بعثت - ۱۸ قبل از هجرت) یکی از زنان محمد بود.
نام کامل وی: حفصه بنت عمر ابن الخطاب بن نفیل بن عبدالعزی بن ریاح بن عبدالله بن قُرط بت رزاح بن عدی بن کعب بن لؤی. مادرش: زینب بنت مظعون بن حبیب بن وهب بن حذاقه بن جمح، خواهر عثمان بن مظعون. او هنگام بازسازی خانه خدا در مکه متولد شد.
حفصه‌ ابتدا به عقد خنیس پسر حذافه درآمد و با او به مدینه هجرت کرد. خنیس در جنگ بدر کشته شد. عمر او را به عثمان و سپس ابوبکر پیشنهاد کرد، ولی آنها از ازدواج با وی سر باز زدند. عمر شکایت آنها را نزد پیامبر اسلام برد و محمد قبول کرد که با وی ازدواج کند.(عسکری، نقش عایشه در تاریخ اسلام: ج ۱-۳ صص ۵۵ و ۵۶)}}

3- اُم حبیبه، دختر ابو سفیان، خواهر معاویه همینطور یکی از زنان محمد بود. این وصلت معاویه را برادر زن محمد میکرد

======================
اُمّ حَبیبه دختر ابوسفیان بن الحرب، یکی از همسران محمد پسر عبدالله بود.

نام کامل وی: رمله بنت ابی سفیان بن حرب بن امیه بن عبد شمس. مادرش: صفیه بنت ابی العاص بن امیه بن عبد شمس، عمهٔ عثمان بن عفان.

ام حبیبه دختر ابوسفیان رئیس قبیله قریش، قدرتمندترین مرد مکه و بزرگ‌ترین مخالف پیامبر اسلام بود که همراه با شوهرش عبیدالله ابن جحش از اولین کسانی بودند، که مسلمان شده بودند و به حبشه رفته بودند تا از آزار و اذیت مشرکان مکه در امان باشند.

همسر عبیدالله پسر جحش که در مکه به اسلام پیوستند و به حبشه رفتند در آنجا عبیدالله به مسیحت پیوست و از همسرش خواست تا او نیز به این آیین بپیوندد اما وی نپذیرفت و بر اسلام پایداری نمود. پس از مرگ عبیدالله در حبشه پیامبر اسلام کس فرستاد تا از وی برای خودش (محمد) خواستگاری کرده و او را به مدینه بازگرداند.
* صحیح مسلم جلد .۲:۱۵۸۱ برگ ۳۵۲ جلد .۲:۳۵۳۹ برگ ۷۷۶
* ابن ماجه جلد .۵:۳۹۷۴ برگ ۳۰۲
* صحیح مسلم جلد .۲:۳۴۱۳ برگ ۷۳۹ جلد .۲:۲۹۶۳ برگ ۶۵۲
* عسکری، سیدمرتضی، نقش عایشه در تاریخ اسلام، ج1 - 3، مترجمین: عطامحمد سردارنیا، محمدصادق نجمی، هاشم هریسی و محمدعلی جاودان، تهران: مرکز فرهنگی انتشاراتی منیر، چاپ نهم:1377
* زوجات النبى صلى الله عليه وآله وسلم نوشته: امير مهنا الخيامى.
* هذا الحبيب يا محب نوشته: ابوبكر جابر الجزايرى.
* السيرة النبويه نوشته: ابوالحسن على الحسينى الندوى.
* تاریخ طبری جلد چهارم

4- علی دختر خود، اُم کلثوم را به زنی عمر داد
===========================
{{اُم کلثوم دختر علی ابن ابی طالب را که مادرش فاطمه دختر پیامبر خدا بود به زنی گرفت و چنانکه گفته اند چهل هزار مهر او کرد و زید و رقیه را از او آورد.}}
(صفحهء 2034 جلد چهارم کتاب تاریخ طبری)

البداية والنهاية ج 5 ص 330
……… عمر در زمان خلافت خود با ام کلثوم دختر على بن ابي طالب و دختر فاطمه ( عليهم السلام ) ازدواج کرده و بسيار او را احترام مى نمود . مهريه او را چهل هزار درهم قرار داد . بخاطر قرابتى که با رسول الله صلى الله عليه ( وآله ) وسلم داشت .
==================
سنن بيهقى ج 7 ص 70 و 71
و اما ام کلثوم با عمر بن خطاب ازدواج کرد و زيد بن عمر را بدنيا آورد .
=====================
سنن بيهقى ج 7 ص 436
( ابن مهدى) از سفيان از فراس از شعبى روايت مى‌کند : على ( عليه السلام ) دخترش ام کلثوم را هفت شب بعد از قتل عمر ( از منزل عمر يا دار الامارة) به خانه خود برگرداند .
======================
سنن بيهقى ج 7 ص 63
ابو عبدالله حافظ ……از ابو جعفر ( امام باقر عليه السلام ) از پدرش علي بن الحسين ( عليه السلام ) روايت مى کند : هنگامى که عمر با ام کلثوم دختر على (عليه السلام ) ازدواج نمود به مسجد النبي ( صلى الله عليه و آله ) رفته و در مجلس مهاجرين که بين قبر پيامبر ( صلى الله عليه و آله ) و منبر آن حضرت تشکيل مى‌شد و هيچکس غير از مهاجرين حق نشستن در آنجا را نداشت شرکت کرد . مهاجرين براى او ( عمر ) دعا کردند . عمر گفت : بخدا قسم هيچ چيز باعث اين ازدواج نشد جز آنکه از پيامبر صلى الله عليه ( وآله ) و سلم شنيدم که فرمود :هر سبب و نسبى در روز قيامت پاره و منقطع خواهد بود جز سبب و نسب من
========================
الدر المنثور ج 3 ص 33
عبد الرزاق و عبد بن حميد از عکرمة روايت مى‌کنند : هنگامى که عمر با ام کلثوم دختر علي ( عليه السلام ) ازدواج نمود ، اصحاب او نزدش جمع شده و به او تبريک گفتند و دعا کردند . عمر گفت : من هيچ احتياجى به ازدواج نداشتم . اما اينکه با او ازدواج کردم دليلش اين بود که شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم که فرمود : هر سبب و نسبى در روز قيامت منقطع است جز سبب و نسب من و من دوست داشتم نسبتى با رسول خدا صلى الله عليه ( وآله ) وسلم داشته باشم •
و تاريخ يعقوبى ج 2 ص 143 و مجمع الزوائد ج 4 ص 271 و 272 والمجموع ج 16 ص 327 و صحيح بخارى ج 5 ص 36 و کنز العمال ج 13 ص 624 تا 626 ح 37586 و37587 و

5- رقیه دختر محمد زن عثمان بود، پس از مرگ رقیه ، که گفته میشود بر اثر کتکهای عثمان مرد، محمد دختر دیگر خود را ( اُمکلثوم) به عقد عثمان در آورد
رقیه دختر محمد و خدیجه دختر خویلد بود. او نخست به عقد عتبه پسر ابولهب درآمد. پس از آن که محمّد دعوی پیامبری کرد، عتبه او را طلاق داد. محمّد، دخترش رقیه را به عثمان پسر عفان تزویج کرد. رقیه برای عثمان پسری به نام عبدالله پسر عثمان زایید. رقیه در سال دوم هجرت، در مدینه درگذشت. رقیه هنگام مرگ بیست و دو سال داشت. رقیه در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد و محمد بر پیکر او نماز گزارد.
ام کلثوم دختر محمد پیامبر اسلام از خدیجه دختر خویلد بود. امّ کلثوم نخست با عتیبه پسر ابولهب ازدواج کرد. وقتی محمّد ادعای پیامبری کرد، ابولهب پسرش عتیبه را واداشت که ام کلثوم را طلاق دهد. ام کلثوم در سال سوم هجرت، به عقد عثمان پسر عفان درآمد. ام کلثوم در سال نهم پس از هجرت در مدینه درگذشت و در بقیع مدفون گشت.
منبع:
ج 6 از کتاب بحارالانوار علّامه مجلسی

من چرا باید از اسلام متنفر نباشم و در نابود کردنش کوشا نباشم؟

شما و هر کس دیگری آزاد هستید که هر دینی را داشته باشید و به هر چیزی که دوست دارید اعتقاد داشته باشید و در این شکی نیست. هر کسی آزاد است هر دینی را داشته باشد. از گاو پرستی بگیر تا هر چیز دیگری که فکرش را میکنید. اما علتهای اصلی که باعث رد شدن دین اسلام است این است که:
در ابتدا توجه داشته باشید که دین اسلام برای خلافت و حکومت تدوین شده و بوجود آمده است.
* یک دین سیاسی است
* با آزادی در تضاد است
* با مردمسالاری در تضاد است
* با حقوق بشر در تضاد است
* مروج تروریسم و اندیشه کشی و اختناق است
* مبتنی بر خرافات و مفاهیم غلط و باطل همچون توحید و معاد و نبوت است
* عامل فقر فرهنگی و علمی و مادی است
* یک دین بسیار خشن است که با هر عنوانی که در چهار چوب احکامش نباشد برخورد میکند ( بیشتر فیزیکی)
* در همه چیز دخالت میکند و خود را در مسائلی که اصلاً ربطی به خدا و دین ندارد نظر بی ربط میدهد.
* این دین به زور شمشیر به ایرانیان تحمیل شد و هنوز که هنوزه با زور و شمشیر در ایران حکومت میکند.

یه جُک بگم؟


یارو میره سخنرانی خامنه ای، دیر میرسه، از یکی که اونجا بوده میپرسه: خیلی وقته آقا داره صحبت میکنه؟
طرف میگه: تقريباً دو ساعتی میشه.
یارو میپرسه: درباره‌ی چی داره صحبت ميکنه؟
طرف میگه: هنوز معلوم نیست!